🌹⭐️یادی از سردار شهید سید عبدالرضا سجادیان⭐️
🌹خواب دیدم بالای کوچه مراسم عزاداری امام حسین است و مردم سینهزنی میکنند. خانمی دنبال من آمد و گفت: بیایید با شما کار دارند. رفتم. خانم مؤمنهای ایستاده بود. کاغذی هم دستش بود. تا من را دید گفت: ما منتظر شما بودیم.
گفتم: با من چهکار دارید؟
کاغذ را به دست من دادند و گفتند: این نامه را امامزمان دادند تا شما امضا کنید.
نامه را گرفتم و امضا کردم. صبح بود که خبر شهادتش را آوردند. گفتند برای دیدار شهید به ساختمان توحید سپاه بیایید. رفتیم. تابوت شهدا را گذاشته بودند. یکییکی اسم شهدا را خواندند. اسم سید عبدالرضا را آوردند و گفتند: مادر شهید برای دیدار فرزندش بیاید.
یاد حرفهای سید رضا افتادم که گفت: مادر یکوقت دشمنان و منافقان را با گریهزاری خودت شاد نکنی. خودم را محکم گرفته بودم که اشک نریزم. رفتم روی سکو ایستادم، بلندگو را گرفتم و گفتم: من از مادر وهب کمتر نیستم که بخواهم چیزی را که در راه خدا دادهام حتی نگاه کنم!
🌹🍃🌹🍃
#ڪانال_شهدا
https://eitaa.com/golzarshohadashiraz
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید