🤔🤔🤔🤔🤔
🌱ميدانيد که يک مُرده چه احساسي دارد،اين قصه را از اول بخوانيد،،
🌱گفتند:"ما تا قبر نگهبان تو هستيم"
🌱گفتم:"من که نَمُردَم من هنوز زنده هستم چرا مرا به قبر ميبريد وِلَم کنيد!
🌱 من هنوز حس ميکنم و حرف مزنم و ميبينم پس هنوز زنده ام!
🌱با لبخندي جوابم را دادند و
🌱گفتند:"عجيب هستيد شما انسانها فکر ميکنيدکه مرگ پايان زندگي ست و نميدانيد که شما فقط خواب ي کوتاه ميديديد و آن خواب وقتي ميميريد تمام ميشود"
🌱آنها هنوز مرا به سوي قبر ميکشند
🌱در راه مردم را ميبينم گريه ميکنند و ميخندند و فرياد ميزنند
🌱و هر کس مثل من دو نگهبان همراهشه
🌱ازشون پرسيدم چرا اينکار را ميکنند؟؟
🌱گفتند:"اين مردم مسير خودشان را ميدانند آنهايي که به راه کج رفته بودند"
🌱حرفش را با ترس قطع کردم:"يعني به جهنم ميروند!!!!"
🌱گفتند:"بله"
🌱و ادامه دادند"و کساني که ميخندند اهل بهشتند"
🌱به سرعت گفتم:"مرا به کجا ميبرند؟؟؟؟
🌱گفتند:"تو کمي درست راه ميرفتي و کمي اشتباه..گاهي توبه ميکردي و روز بعد معصيت؛حتى با خودت هم رو راست نبودي و به اين شکل گم شدي"
🌱حرفشان را دوباره با ترس قطع کردم:"يعني چي!؟!؟يعني من به جهنم ميرم؟؟؟"
🌱گفتند:"رحمت خدا وسعت دارد و سفر طولانيست
🌱دور و برم را با ترس نگاه ميکردم و در يک آن خانواده ام را ديدم،پدرم و عمويم و برادرانم و فاميلهايم را!!
🌱آنها مرا در صندوقي گذاشته و حمل ميکردند...به سوي آنها دويدم و گفتم:"برايم دعا کنيد"
🌱ولي هيچکي جوابم را نداد-بعضيهاشان گريه ميکردند و بعضي ديگر ناراحت....
🌱رفتم پيش برادرم گفتم"حواست به دنيا باشه؛تا فتنه اش چشمات رو کور نکنه
🌱آرزو کردم که اي کاش صدايم را ميشنيد
🌱آنها مرا به زحمت در قبر گذاشتند و بر روي جسدم خواباندند؛پدرم را ديدم که بر رويم خاک ميريخت؛و برادرهايم که همين کار را ميکردند...من همه مردم را ميديدم که بر رويم خاک ميريختند
🌱آرزو کردم که اي کاش جاي آنها در دنيا بودم و توبه ميکردم
🌱نشستم و فرياد کشيدم"اي مردم حواستان باشد که دنيا گولتان نزند"
🌱اي کاش نماز صبح را خوانده بودم
🌱اي کاش دعا کرده بودم که خداوند هدايتم کند و توبه ميکردم و گريه...و روزانه توبه ام را تجديد ميکردم و گناهانم را تکرار نميکردم...مسبب نميشدم...سنگدل نميبودم...معصيت نميکردم..و براي اين مردم دعا ميکردم...و معصيت نميکردم...و معصيت نميکردم...و معصيت نميکردم...
.
قرآن کتاب زندگی 📚
@goranketabzedegi