قــرآنــــ کتابـــ زندگی📚
#همه_دنبالش_میگردیم #قسمت_اول -میبینی؟ . - چی رو؟ . - اون جدیت تو نگاهشون ، اون خشم ، او چهره‌ ی
خانواده ای وارد شدند . البته مثل اینکه قبلا خانواده بودند . یک زن و مرد ۳۷ یا ۳۸ ساله به همراه یک پسر نوجوان که میشد فشاری که بر روی سینه اش گذاشته شده را حس کرد . هر آن ممکن بود پایش را روی مین احساساتش بگذارد و منفجر شود . - به نظر میرسه که بحث حضانت فرزند هستش . - آقااااا من کوووووورررررمم اول بگو چی به چیه ؟ چند نفرن ؟ فضا چجوریاس ؟ . - باشه یواش ، سه نفر ، زن و مرد ، یه پسر نوجوان که نو جوان واقعیه نه از نوع جوانی شما ، پسره هم تحت فشار هستش و به نظر میرسه بحث سر حضانت بچه باشه همین . - ببینیم قاضی چی کار می‌کنه . - این که دیگه دست من و تو قاضی نیست ، بچه باید خودش تصمیم بگیره با کی باشه . - آخی طفلکی ، دلم واسش سوخت . - خب دیگه هیچ چیزی به جز مرگ ابدی نیست . - پس عشق چیه این وسط . - عشق در طول دوران تغییر می‌کنه ، عشق به خدا ، مادر ، پدر ، زن ، فرزند ، کار ، پول ، خونه‌ و ... . همه در حال تغییرن و همیشه ثابت نیست . - من که قبول ندارم ، الانم ساکت که می‌خوام گوش کنم . - خودت شرو... . - هییسسس عه . قاضی : پرونده ی خانواده ی ″ رابرتس″ درسته؟... ... ✍🏻آقای پوریا پوزشی 🍊🍃 @goranketabzedegi