آه ای غریبی که هستی از من به من اشناتر در بند عشق تو هستم از هر رهایی رهاتر در پیشگاه خدایت تنها تو تسلیم محضی مانند تو هیچ کس نیست حکم قضا را رضاتر شاه خراسان نه... شاه هر دو جهانی نه...بلکه از هر چه گویند و گویم همواره شانت فراتر وقتی که در آستانت می ایستم نیست دیگر از تو کسی پادشاتر از من کسی بینواتر صحن وسرای تو از هر باغ و بهاری ست سرتر هر خشت خشت حریمت از برگ گل باصفاتر تصویر آن غنچه های بر سنگ ها نقش بسته از هر بهاری که دیدم زیباتر و دلگشاتر از دور وقتی نگاه زائر به گنبد می افتد با هر سلامی ست او را ناخواسته گونه ها، تر # بگذار در بیت هشتم ساکت شوم تا بگوید حرف دلم را نگاه بارانی من رساتر @h_zarnaghi