خلاصه ماجرا: شخص میپرسد آیا حرکت ما به سمت شام از روی قضا و قدر الهی بوده؟ حضرت پاسخ میدهد بله. پیرمرد میگوید پس دیگر نه برای ما ثوابی است نه برای اهل شام عقابی چون همه ما مجبور به این کار بوده ایم. ❌حضرت موضوع را باز میکنند که خیر، قضا و قدر دو معنا دارد، یکی قضای تکوینی، یکی قضای تشریعی. خدا حق و باطل را مشخص کرد و به همه ما دستور داد از حق دفاع کنیم ولی کسی مجبور به دفاع از حق نیست. اگر کسی به حق عمل کرد ثواب میبرد و اگر کسی خلاف آن عمل کرد باید مجازات شود. ////////////////////پایان قصه ی پیرمرد: ⭕️وقتی حضرت به طور کامل بحث جبر و اختیار را برای او باز کردند: فَقَامَ اَلشَّيْخُ فَقَبَّلَ رَأْسَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ أَنْشَأَ يَقُولُ پیرمرد برخاست مقابل حضرت ایستاد و گفت : أَنْتَ الاِمَامُ الَّذِی نَرْجُو بِطَاعَتِهِ، یَوْمَ النَّجَاةِ مِنَ الرَّحْمَنِ غُفْرَاناً تو امامى هستى که به وسیله اطاعت تو آمرزش خداوند رحمان را در روز نجات آرزو داریم. أَوْضَحْتَ مِنْ أَمْرِنَا مَا کَانَ مُلْتَبِساً آنچه از امر دین ما پیچیده و مشتبه بود بر ما واضح ساختى. جَزَاکَ رَبُّکَ بِالاِحْسَانِ إِحْسَانا پروردگارت در برابر این احسان که به ما کردى به تو احسان کند. نکته1⃣ : ⛔️ملاک قضا و قدر تکوینی و تشریعی چیست؟ اگر فاعلِ قضا و فاعلِ قدرخدا باشد این میشود قضا و قدر تکوینی. خدا اراده کرده که خورشید از مشرق طلوع کند. اراده با خداست، انجام این عمل هم با خداست. این تکوین است و جبر است. در جریان فوت حضرت سلیمان فرمود: فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ؛ سبا - ۱۴ 》 خدا مرگ را نوشت و خدا مرگ را محقق ساخت. این جبر است. _اگر فاعلِ قضا خدا باشد و فاعلِ فعل انسان باشد، میشود قضا و قدر تشریعی خدا اراده کرده که شما نماز بخوانید، شما گناه نکنید. 《وَ قَضي‌ رَبُّك‌َ أَلاّ تَعبُدُوا إِلاّ إِيّاه‌ُ وَ بِالوالِدَين‌ِ إِحساناً؛ اسری - ۲۳ 》 خدا اراده کرده که ما جز او را نپرستیم، ما احسان کنیم پس اراده از خداست و عمل با ما . نکته 2⃣ : ⛔️ آخر مقدس بازیِ بیجا، سر از کفر در می آورد. عده ای هستند که هر اتفاقی پیش می آید آن را به پای خدا می نویسند و می گویند راضی هستیم به رضای خدا. بله، راضی بودن به رضای الهی یک مقام بسیار بالا است ولی؛ اگر من فقیرم و فقرم بر اثر بیعاری ، بی تدبیری ، بی عقلی خودم است، آیا خدا راضی به این فقر است؟ خیر. اگر من بیمارم وابن بیماری دراثر رعایت نکردن یکسری موارد است، در اثر پر خوری و بد خوری ، آیا خدا به بیماری من راضی است که من بگویم خدایا راضی ام به رضای تو؟ خیر راضی نیست. _کسانی که چهار صباحی با این حرفها روزگار می گذرانند یک جایی از خدا شاکی میشوند که خدایا چرا با من این کار را میکنی، چرا هر چه سنگ است برای پای لنگ است. اولش مقدس بازی و راضی ام به رضای خداست، آخرش کفر و بی دینی. 《ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا》خواهد بود. نکته3⃣ : ⛔️ نه جبر نه تفویض : به خلاف برخی مذاهب اسلامی که قائل به جبر مطلق با اختیار مطلق شده اند، اهل بیت مسیر حق را به ما نشان داده اند. امام صادق ع فرمودند: لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِيضَ وَ لَكِنْ أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْن‏ نه در عالم جبر مطلق است نه اختیار مطلق. یعنی هم جبر است هم اختیار. انسان در برخی امور هیچ اختیاری ندارد مثل ولادت، وفات، دختر، پسر بودن، در چه خانواده ای بودن و... و در برخی امور هم اختیار دارد و می تواند تصمیم بگیرد و اقدام کند. _ انسان در برابر اختیار جزا و پاداش دارد ولی در مورد جبر خیر. کسی را به خاطر اصل مردن مجازات نمی کنند و پاداش نمی دهند چون جبر است ولی در مورد کیفیت مردن چرا، اینکه انسان خود کشی کند یا شهید شود اختیار است پس جزا دارد. نکته 4⃣ : ⛔️گفتاری چهارگانه از امیرالمومنین در جبر و اختیار که بیان می گردد. ـ•┈┈••••✾•  •✾•••┈┈•ـ به گروه شرح نهج‌البلاغه پای منبر مولا ملحق شوید،         ╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮ https://eitaa.com/joinchat/2066481246Cb13f0be69d   ╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯ .