💐🏴 داستان شب 🏴💐
سلام علیکم...؛
عرض تسلیت شهادت جانگداز امیرالمومنین علی علیه السلام و التماس دعای ویژه در این شب باعظمت قدر...؛
الهی در دنیا و عقبی شیعه و محب و تابع و سایه نشین باب سخاوت و شفاعت امام علی علیه السلام باشید.
الهی آمین
.................................
داستانامشب را تقدیم میکنم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۲
"عاقبت به خيري"
نقل شده ؛ در زمان خليفه اول ، خوله حنفيه دختر جعفر بن قيس را با قبيله شان به خاطر تهمت و ارتداد از اسلام اسير كردند و آنها را به مدينه آورده، و وارد مسجد پيغمبر صلی الله علیه و آله كردند...!
وقتي چشم خوله بقبر مبارك پيامبر صلی الله علیه و آله افتاد، سلام نمود و عرض كرد: شهادت مي دهم كه تو سلام مرا مي شنوي و قدرت داري كه بمن جوابش را بدهي.
يا رسول الله بدان كه ما را بعد از تو اسير كردند، با اينكه شهادتين را مي گوييم...!
طلحه و زبير كه در آنجا بودند، برخاسته و عباي خود را بر سر اين دختر نجيب و پاك دامن انداختند و گفتند: ترا مي خواهند در جمله كنيزان در معرض فروش قرار دهند، ما با قيمت بيشتر ترا مي خريم...!
خوله گفت: كسي صاحب و شوهر من نمي شود مگر آنكه، خبر از خوابي كه مادر من در زمان حمل من ديده است، و آنچه كه مادرم بمن گفته و من به او گفته ام را با نشانه ها بگويد.
اگر چنين كسي پيدا نشود به ازدواج احدي درنيآيم والا شكم خود را پاره مي كنم...!
طلحه و زبير كه حتي از جواب مسائل اسلامي در مانده بودند تا چه رسد به علم غيب ؛ گفتند: علم غيب نمي دانيم تا جواب خواب را بگوييم...!
در اين اثنا ؛ علي (علیه السلام) وارد مسجد شد و سؤال نمود چه خبر است؟ كيفيت امر را بسمع مبارك حضرت(علیه السلام) رسانيدند حضرت فرمودند: من او را از آنچه خواهد خبر دهم.
خوله چون اين كلام را شنيد، عرض كرد: تو كيستي؟ حضرت فرمود: من علي بن ابيطالب"ع" هستم...!
خوله گفت: گمانم اينست كه تو آن كسي باشي كه پيغمبر صلی الله علیه و آله او را در غدير خم بخلافت منصوب نمود...!
حضرت فرمودند: درست است. خوله آن حضرت"ع" را شناخت، عرض كرد: ما را به جهت محبت به تو، قتل و غارت و اسير كردند، و بدين سبب خوار و ذيل شديم...!
حضرت فرمودند: اجر شما در نزد خداوند تعالي ضايع نخواهد شد. از آنجا كه زمينه ازدواج جواب سؤال خوله بود، حضرت درباره حمل و مسائل بعدي اش چنين فرمودند:
آيا حمل تو در سال قحطي نبوده كه حتي حيوانات در صحرا علف نمي يافتند كه بخورند، و همه چشمه ها و قنات ها خشكيده بود...؟؟؟!!!
خوله عرض كرد: بلي چنين بوده...!
حضرت(علیه السلام) فرمودند:
مادرت دست بر شكم خود مي زد و به تو خطاب ميكرد و مي گفت: اي فرزند تو چقدر شوم هستي، كه در اين سال قحطي تو را حامله شدهام.
مادرت در ماه نهم خواب ديد كه تو به دنيا آمده اي.
تو به مادرت مي گفتي من شوم نيستم، بلكه فرزند مبارك و قدومم ميمون است، زيرا مرد بزرگواري (منظور علي(علیه السلام) است) شوهر من خواهد شد، و خداوند عزوجل از او پسري به من كرامت خواهد كرد كه باعث فخر و عزت قبيله حنفيه خواهد شد (منظور محمد حنفيه است)....!!!
حضرت فرمودند: آيا چنين نبوده؟
خوله عرض كرد: بلي چنين بوده است. حال آن علامتي كه ميان من و مادرم بوده چه چيز است...؟؟؟
حضرت علی(علیه السلام) فرمودند:
بعد از وضع حمل تو، مادرت اين كيفيت را كه خواب ديده بود، در لوح مسي نقش نمود و نوشت، و در خانه دفن كرد.
چون تو دو ساله شدي خوابش را نزد تو نقل كرد، تو همان جواب را به او دادي...!!!
در شش سالگي باز مادرت خواب را نقل نمود و تو هم اقرار نمودي. پس آن لوح را به تو داد و گفت: اي دختر، اگر اتفاقاً روزي دشمن حمله كرد و شما و قبيله را قتل و غارت كرد و تو اسير شدي لوح را از خود جدا مكن، و هركس تو را خبر دهد از خواب و كتابت لوح، تو بايد سعي كني كه آنكس را به شوهري بپذيري و او را رها نكني...!!!
خوله عرض كرد: آنچه كه فرموديد: درست است، ولي دلم مي خواهد كه بگوييد كه آن لوح در كجاست...؟؟؟
حضرت علي(علیه السلام) فرمودند:
آن لوح در ميان گيسوهايت پنهان است. پس خوله لوح را از ميان گسيوها و موهاي خود بيرون آورد...!!!
حضار در تعجب شدند كه چطور آنچه كه حضرت(علیه السلام) فرموده بودند، با واقع بوده، مخصوصاً از نوشته هايي كه در لوح بوده است...!!!
حضرت علي(علیه السلام) او را به ازدواج خود درآورد و خداوند فرزندي به نام محمد به ايشان عطا كرد.
پيامبر صلی الله علیه و آله نام اين فرزند را قبل از ازدواج علي(علیه السلام) با خوله به علي(علیه السلام) بشارت داد و نام و كنيه خود را بر او گذارد.
منبع : 👇
کتاب داستانهایی از زنان نمونه، صداقت، ۱۳۷۰
.................................
بله عزیزانم؛
امام علی علیه السلام باذن خدا صاحب علم و تسلط و احاطه و اطلاع از غیب بود...
شبتون خوش.
التماس دعا
مراقب خودتون باشید.
🍃🌸🌹🏴🌹🌸🍃