بسمربالشهداوالصدیقین
بوسه شفابخش حسین
يکبار از شدت سردرد مثل مار به خودم می پیچیدم . آنقدر سرم درد می کرد که می خواستم داد بزنم و سرم را به دیوار بکوبم. حسین آمد و گفت: «چیه مادرجان؟ چته؟»
از شدت درد فقط توانستم بگویم: «سرم! »
گفت: «الآن می آم.»
رفت وضو گرفت و آمد بالای سرم . سرم را بوسید دعایی خواند و فوت كرد به سرم. همین که به سرم فوت کرد تمام دردم آرام شد و از جا بلند شدم و از شدت خوشحالی و ذوق نمی دانستم چه کار کنم؟!
╭━━⊰🦋°🇮🇷°🦋⊱━━━━━╮
@hamafzaeieshohadaei
╰━━⊰🦋°🇮🇷°🦋⊱━━━━━╯