📖 تنها زیر باران 🔸 اثر حاضر، حکایت مردی است که هیچ گاه آرام و قرار نداشت. همیشه دنبال این بود که چه باید بکند، برای وطنش. ✂️از پاریس برایش نامه آمد؛ با درخواستش موافقت کرده بودند. همه ی کارهایش را راست و ریس کرد تا برود، فقط مانده بود بلیط هواپیما بگیرد. وقتی فهمید یکی از دوستانش تازه از پاریس آمده، گفت: «برم باهاش مشورت کنم.» آن روزها انقلاب شتاب بیشتری گرفته بود و شمارش معکوس سقوط حکومت شنیده می شد. همین ها انگار مهدی را بین رفتن و ماندن دودل کرده بود. یک شب تهران ماند. وقتی برگشت، مصمم و استوار گفت: «نمی رم» ✅ مشاهده و خرید اینترنتی کتاب تنها زیر باران https://b2n.ir/q80449 📎ناشر تخصصی حوزه جهاد و شهادت https://eitaa.com/hamasehyaran🇮🇷