امروز از صبح شدیداً مشغول کار بودیم. کل تیم بعد از مدت‌ها مجددا سرحال شده بود و با ظرفیت بیشتری کار می‌کردیم ... حال‌مان از اوضاع سوریه گرفته بود، اما نگذاشتم روی کار اصلی‌مان تاثیر بگذارد. یکی مشغول اپیزود جدید پادکست بود، یکی درگیر کار فنی پلت‌فرم‌ها، یکی درگیر محتوای ترم جدید مدرسه والدین، یکی درگیر کار رسانه‌ای، یکی مشغول تولید یک میکروپادکست تصویری خاص، یکی پشتیبانی مخاطبین، یکی در تلاش برای سازماندهی جدید در کارهای دفتر، یکی درگیر روزِ کاریِ آزمایشی مدرسه مربی، یکی ... اینقدر کار نکرده و عقب‌افتاده داریم که نگو. اینقدر باید کار کنیم تا شاید بتوانیم ما هم مختصری در مسیر تمدن‌سازی نقش ایفا کنیم و از غُر زدن قدری فاصله بگیریم. از اوضاع جنگ هم هر چند همه ناراحتیم و این چند روز دل خوشی نداریم، اما بدانیم جنگ است و فراز و فرودش. حتما باید اهلش تحلیل کنند که چرا اینطور شد، اما سنگر امثال ما فعلا جای دیگری است و وظیفه داریم در سنگر خودمان با تمام توان کار کنیم. شاید خیلی خیلی جدی‌تر و بیشتر از قبل ... شاید دوباره باید روی سازمان‌دهی شخصی‌مان بازاندیشی کنیم. شاید نباید بگذاریم بلای روزمرگی گریبان‌گیرمان شود. شاید باید قدری از گروه‌ها و کانال‌ها کم کنیم. شاید باید بیشتر از قبل کتاب بخوانیم. شاید باید بیشتر فکر کنیم. شاید باید ... بس است، برویم سر کارمان ... کارمان را پیدا کنیم ... 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2151219200Cf6cb8914a4