تکلیف‌ نوروزی: از یک معلم دانش آموزان عزیزم! بهار در راه است و در تعطیلات به سر می برید، برایتان تکلیف نوروزی در نظر گرفتم، تا توان دارید در چمنزارها و گلزارها بدوید؛ اگر زمین خوردید و سَر زانوی شلوارتان پاره شد غصه نخورید، زندگی ارزش غم خوردن و فرسودگی را ندارد. با دوست و فامیل قایم موشک، اسم و فامیل، منچ و هر آنچه بازیهای سنتی است بازی کنید و *تا مدتی از روز گوشی ها و تبلت هایتان را از خود دور کنید.*🙃🙃 به مارک و برند لباسهای همدیگر توجه نکرده و هرگز کفشهای خود را با هم مقایسه نکنید؛ بلکه به دست رفاقتی که صمیمانه به هم می دهید و لبخند و ذوق کودکانه‌ی بی ریای خود و خنده هایتان که در فضا می پیچد توجه کنید. هر از گاهی با صدای بلند شعر و ترانه بخوانید، اگر شعر بلد نیستید جیغ بکشید هوااااار بکشید هلهله کنید. موسیقی گوش دهید دست در دست هم بدوید بخندید و بخندید، اگر خنده تان نیامد همدیگر را آنقدر قلقلک دهید تا بخندید .... بزرگترهایتان را معلم واقعی خود بدانید. هر روز صبح صورت پدر و مادرهایتان را غرق در بوسه کنید. اگر خواهر برادری در کنارتان دارید آنها را ببوسید. اگر پدر و مادرتان از شما پرسیدند: پس کی تکالیفتان را می نویسید!؟ بگویید معلممان گفته؛ *بوسیدن شما*، تنها تکلیف ماست ..... تکلیفمان *خنده و شادی و شور و نشاط* است.... تکلیفمان صرف فعل" *زندگی کن*" است... تکلیفمان تنفس هوای تازه است .... وقت برای "بچه ها فردا امتحان است و بچه ها تمرین ها را بنویسید" زیاد است..... معلم شما اسفند 1400