پنجم- یکی از خطرناک‌ترین و پیچیده‌ترین مسائل موجود در پروژه «تحریرالشام»- که از دل همین سفیدشویی‌ها می‌تواند خارج ‌شود- تلقین این دروغ بزرگ به «مردم منطقه» است که، با تجاوزهای شبیه به آنچه در سوریه رخ داد، و در صورتی که مردم مقابل این تجاوزات، مقاومت نکنند-مانند آنچه در سوریه شاهد بودیم- هیچ اتفاق بدی نخواهد افتاد. این تلقین، چگونه صورت می‌گیرد؟! به این خبرها دقت کنید: «فرودگاه دمشق کار خود را از سر گرفت. هیئت‌های دیپلماتیک از اروپا و آسیا یکی پس از دیگری، وارد دمشق می‌شوند. جولانی گفت همه گروه‌های مسلح خلع سلاح می‌شوند و مردم سوریه مستحق زندگی بهترند. آلمان برای بازسازی سوریه اعلام آمادگی کرد. آمریکا اعلام کرد، در صورتی که جولانی چنین و چنان کند، نامش از لیست گروه‌های تروریستی خارج می‌شود و ممکن است تحریم‌های این کشور هم برداشته شود و....» روزانه ده‌ها یا شاید حتی صدها خبر این چنینی مخابره می‌شود. خروجی تمام این اخبار این است که، با رفتن بشار اسد، اوضاع سوریه رو به بهبودی می‌رود! این طیف اما هیچ اشاره‌ای به این خبرها نمی‌کند: «زیر ساخت‌های سوریه بیش از 500 نوبت از سوی رژیم صهیونیستی بمباران شد. آنچه از توانایی‌های نظامی بشار اسد(نمی‌گویند سوریه!) مانده بود را هم اسرائیل نابود کرد. نتانیاهو گفت تمام جولان برای اسرائیل است و از بلندی‌های استراتژیک جبل الشیخ نیز خارج نخواهد شد. اردوغان گفت در دوران حکمرانی امپراتوری عثمانی اگر ترکیه تجزیه نشده بود، امروز تا دمشق متعلق به ما بود. آمریکا اعلام کرد، قصد ندارد از سوریه خارج شود. کارمندهای دولتی در سوریه اخراج شدند. ده‌ها هزار شیعه سوری برای نجات جان خود به لبنان‌گریختند. جولانی به بسیاری از حرف‌هایی که پیش از سقوط دمشق گفته بود، عمل نمی‌کند. تروریست‌های تکفیری با رساندن خود به حرم حضرت زینب (س) تمام نماد شیعه را از حرم و محوطه آن جمع کردند و برخی با تهیه فیلم‌های کوتاه از خود گفتند آمده‌ایم تا زینب را دوباره اسیر کنیم! و.... ششم- تحولات پس از 2011 سوریه و خلق داعش برای مقاومت-با وجود همه ویرانی‌ها و خسارت‌هایی که داشت- یک فرصت شد. از دل این پروژه بود که «حشدالشعبی» در عراق «انصارالله» در یمن، «فاطمیون» در افغانستان و...زاده شد. به قول سردار شهیدمان سلیمانی-که جایش این روزها خیلی خالی است- «من با تجربه این را می‌گویم که میزان فرصتی که در بحران‌ها وجود دارد در خود فرصت‌ها نیست. اما شرط آن این است که نترسید و نترسیم و نترسانیم...» 🔹دوم- پروژه داعش شکست خورد ولی هرگز «رها» نشد. بنا به دلایل متعدد می‌توان مدعی شد تحولات این روزهای سوریه و ماجرای «تحریرالشام»، ادامه تحولات سال‌های پس از 2011 سوریه و ماجرای «داعش» است. هم، صاحبان دو پروژه یکی هستند هم آغاز تحولات هر دو، از سوریه است. هم این که، هر دو به شدت در راستای منافع رژیم صهیونیستی یعنی تضعیف محور بزرگ مقاومت تعریف شده و فعالند. از آنجایی که نا آرامی‌های سال 2011 سوریه خیلی زود به عراق و لبنان کشیده شد، می‌توان پیش‌بینی کرد، برای عراق و لبنان نیز خواب‌هایی دیده‌اند. و باز، از آنجایی که راس این «محور بزرگ مقاومت» ایران عزیز است، باز می‌توان پیش‌بینی کرد، هدف نهائی تمام این پروژه‌های شیطانی نیز، ایران عزیز است. با این تفاوت که این بار علنا این هدف را بیان می‌کنند. تجزیه کشورهای عضو مقاومت، یکی دیگر از اهداف تعریف شده برای پروژه داعش بود که این بار نیز خیلی عریان و واضح دنبال می‌شود. اگرچه، همین حالا نیز می‌توان گفت سوریه تجزیه شده است. شما بفرمایید اکنون چند کشور وارد این سرزمین شده‌اند؟ کدام یک از این کشورهای اشغالگر گفته‌اند، قصد دارند از سوریه خارج شوند؟! اردوغان مگر با تلویح نزدیک به تصریح نگفت، علاوه‌بر شهرها و استان‌های مختلف، دمشق را هم می‌خواهد....؟!ادامه مطلب 👇👇