زن و شوهری با کشتی به مسافرت رفتند. کشتی چند روز را آرام در حرکت بود که ناگهان طوفانی آمد و موجهای هولناکی به راه انداخت، کشتی پر از آب شد.
ترس همگان را فراگرفت و ناخدا میگفت که همه در خطرند و نجات از این گرفتاری نیاز به معجزه خداوندی دارد.
زن نتوانست اعصاب خود را کنترل کند و بر سر شوهر داد و بیداد زد اما با آرامش شوهر مواجه شد، پس بیشتر اعصابش خورد شد. و او را به سردی و بیخیالی متهم کرد.
شوهر با چشمان و روی درهم کشیده به زنش نگریست. خنجری بیرون آورد و با کمال جدیت گفت: «آیا از خنجر میترسی؟» همسرش گفت: «نه!» شوهر گفت: «چرا؟» زن گفت: «چون خنجر در دست کسی است که به او اطمینان دارم و دوستش دارم»
شوهر تبسمی زد و گفت: «حالت من نیز مانند تو هست، این امواج هولناک را در دستان کسی میبینم که به او اطمینان دارم و دوستش دارم!»
🌹آری! زمانی که امواج زندگی تو را خسته کرد ، طوفان زندگی تو را فرا گرفت و همه چیز را علیه خود دیدی نترس! زیرا خدایت تو را دوست دارد و اوست که بر همه طوفانهای زندگیت توانا و چیره است...
🌸همیشه توکلت بخدا و توسلت به خانم فاطمه زهرا(س)باشه رفیق🌹حتما مشکلت حل میشه☺️
البته نه اینکه برای مقابله با مشکلات زندگی دست رو دست بذارید و فقط بگید خدابزرگه!😐
از تو
#حرکت از خدا
#برکت😉
صبور باشید ❤️
💕
@hamsafar_TA_khoda 💕