حجاب و عفاف
من مردی را میشناسم که خار در چشم و استخوان در گلو هر شب خاطرات کوچه های مدینه را تکرار کرد و با دیدن یار با وفایش در سجده ی آخر به خدای کعبه رستگار شد🖤