"پرتره در ادبیات داستانی، رمان‌نویسی و اصولا در آثاری به نام نوشتار" جلسه جناب سعید تشکری در ادبیات داستانی خانه کتاب پانزدهمین دوره‌ی آموزش جلال گروه ادبی حرفه‌داستان @herfeyedastan "مقدمه" اولین پرتره موجود که بخشی از آن مربوط به ادبیات می‌شود به سقراط برمی‌گردد. پرتره  توسط نقاشی به نام ماگریت در بروکسل بازسازی شد و سپس حسین بهزاد در مکتب اصفهان زادهً خراسان تحت تاثیر نقاشی به نام ایرج از هرات، نقاشی صورتکهای مغولی را عوض کرد دقیقا بسان کاری که مگریت پرتره سازی می‌کند و در کنار تصویر سقراط نقاشی یک شئ را می‌گذارد. در قرن نوزدهم در ادبیات روس آقای گوگول گفت: برای کامل کردن پرتره یک هنرمند(نویسنده) لازم است. در ادبیات فرانسه رمان گوژپشت‌نتردام از ویکتورهوگو مقدمهً جدی در باب پرتره بود و کتاب جادوی کرامبل تنها مبحث ادبیات رمانتیک و پرتره‌سازی است.. در ادبیات سال‌های اخیر در ایران رمانی از اسماعیل فصیح به نام طشت‌خون بیانگر واقعیت پرتره  در دروان قاجار است. "پرتره نویسی در ادبیات نیازمند چه مواردی است؟" ۱- قهرمان ۲-اتمسفر؛ مکانی که قهرمان در آن قرار می‌گیرد به لحاظ روحی و اخلاقی ۳- جغرافیا؛ محیط زندگی قهرمان نکته: در پرتره بیش از خیال نیازمند دیدن هستیم؛ چه می‌بینیم و کدام پرتره  را می بینیم. برای نوشتن پرتره هر قرمان باید یک شناسنامه داشته باشد . رمان پرتره شامل قهرمان زندگی در خصوصی و قهرمان در زندگی عمومی‌ست. برای نگارش قهرمان در پرتره از مکتب رولان بارت(کتاب اتاق تاریک) استفاده می‌کنیم یعنی با رفتن قهرمان از اتاق تاریک به روشن هست که پرتره نوشته می‌شود. منظور پرتره در ادبیات نوشتن ظواهر  و اخلاق، رفتار به اضافهً حادثه است که نیاز به تحقیقات کامل و توانایی نویسنده دارد. در پرتره کشف انجام می‌شود. نویسنده باید شجاعت داشته باشد. بیشتر از زاویهً دید اول شخص استفاده می‌شود اگر از دانای کل استفاده شود باید دانای کل محدود باشد چون به قهرمان نزدیک می‌شود. در پرتره  تمرکزها بر روی یک اسم است چه وام گرفته باشیم چه حقیقی یا اقتباسی باشد. پرتره‌ها منطبق بر زندگینامه‌ها و شناخت کامل قرمان هستند. همهً داستانها نیاز به پرتره دارند ولی همهً داستانها و رمان‌ها پرتره نیستند. داستانهای غیر پرتره نگاه میدیوم شات دارند و داستانهای پرتره نگاه کلوز‌آپ دارند. رمان جای‌خالی سلوچ پرتره نیست. رمان بلندیهای بادگیر یک رمان جمعی(تعدد قهرمان با توجه به نگاه نویسنده خلق می‌شوند) هست و پرتره  نیست. "تفاوت رمان اتوبیوگرافیک با پرتره" در رمان اتوبیوگرافیک، سرنوشت نقش اصلی را دارد. ولی در رمان پرتره، همذات پنداری نقش اصلی را دارد. در زمینهً نویسندگی کودک و نوجوان چه کتابی مطالعه شود؟ کتاب هاکبری‌فین از مارک‌تواین در داستان‌های کوتاه چه چیزی ممکن است نویسنده را از خلق شخصیت یا قهرمان دور کند؟ ندیدن قهرمان پس خیلی مهم است به این دو موضوع توجه شود: پرتره اول آنچه قهرمان می‌بیند و ما می‌نویسیم. پرتره  دوم، آنچه قهرمان می‌بیند مهم نیست خلق تلقی قهرمان از موضوع مهم است.  نویسنده سه راهکار برای دیدن اشتباهات داستان دارد: ۱- کلوزآپ(تصویر بسته؛پرتره) ۲- میدیوم‌شات( پرتره و انسان یا شئ) ۳- تراولینگ(یعنی قانون سینما در داستان طی شود) خلاصه‌نویسی: مهناز ولی‌زاده 🌹🌹🌹🌹🌹 حرفه‌داستان ( انتشار بدون لینک جایز نیست) @herfeyedastan 🌹🌹🌹🌹🌹