✳️ طایفه تحجر/۲ ◀️امام در مواجهه با جریان های انحرافی؛ انجمن حجتیه 🔹مرحوم آیت‌الله خزعلی این خاطره را با مقداری تفاوت این‌گونه نقل می‌کنند: بنده نه هیچ وقت حجتیه‌ای بوده‌ام و نه هستم. یک مسلمان انقلابی هستم و در این مسیر حتی اگر فرزندم هم خلاف عمل کند، او را طرد خواهم کرد، کما اینکه کردم. در تاریخ اسلام هم بهتر از امام، رهبری را سراغ ندارم و لذا با هر کس که با امام مخالف باشد ذره‌ای مماشات نخواهم کرد.در مورد انجمن حجتیه، بین فضلا و علما بحث‌هایی مطرح بود. شهیدمطهری معتقد بودند: هر چند این‌ها در اعتقاداتشان انحرافاتی دارند، اما عمیقاً به امام زمان(عج) معتقدند و لذا باید با امام صحبت کنیم که راهی برای جذب این‌ها به انقلاب پیدا کنیم و طرد آنان کار صحیحی نیست. آقای مطهری برایشان کاری پیش آمد و به مشهد رفتند و خدمت امام رفتم و موضوع را با ایشان مطرح کردم. امام فرمودند شما از طرف من نماینده باش و برو و با آن‌ها صحبت کن. 🔸آقای مطهری که از مشهد برگشتند و موضوع را برایشان گفتم، بسیار خوشحال شدند. از آن به بعد بنده به عنوان نماینده امام در انجمن حجتیه شرکت می‌کردم و مرتباً هم از قضایای انجمن به ایشان گزارش می‌دادم. بعدها مسائلی پیش آمد که امام نسبت به این‌ها بدبین شدند و به من فرمودند که دیگر به نمایندگی از طرف من نزد آن‌ها نروید. من هم اطاعت امر کردم.(باشگاه خبرنگاران جوان ۲ مهر ۱۳۹۴) 🔹البته همان‌طور که پیش از این گفته شد دید منفی امام خمینی نسبت به انجمن حجتیه سال‌ها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و حداقل از سال ۱۳۵۰ وجود داشته و این موضوع مربوط به بعد از انقلاب نمی‌شود و با توجه به این نکته و هم‌چنین روایت متناقض آقای صاحبی؛ نمایندگی مرحوم آیت‌الله خزعلی از جانب امام (با وجود اطمینان به صداقت ایشان) محل تردید است اما نکته اساسی که نمی‌توان در آن تردید کرد؛ فراست و تیزهوشی امام در برابر جریان های منحرف بود که با قاطعیت و بدون تسامح در جریان بود. 🔸امام در ادامه نیز با نقد اندیشه خط فکری ساده‌انگارانه و البته خطرناک انجمن حجتیه نسبت به برپایی حکومت آینده نگرانه هشدار می‌دهند و چنین می‌گویند: « یک دسته دیگرى بودند که می‌گفتند؛ هر حکومتى اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل است و برخلاف اسلام است. آن‌ها مغرور بودند. آن‌هایى که بازیگر نبودند، مغرور بودند به بعضی روایاتى که وارد شده است بر این امر که هر عَلَمى بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن علم، علم باطل است. آن‌ها خیال کرده بودند که نه، هر حکومتى باشد، در صورتى که آن روایات [اشاره دارد] که هرکس علم بلند کند با علم مهدى، به عنوان «مهدویت» بلند کند، [باطل است.]» (۱۴فروردین۱۳۶۷، همان، ج۲۱،ص۱۴) 🔹برخورد با این جریان انحرافی آن‌قدر مهم بود که امام خمینی در روزهای آخر عمر شریف خود به مبارزه با مبانی آنان می‌پردازند و این‌گونه می‌فرمایند: «..این معنا که ما دیگر معصیت بکنیم تا پیغمبر بیاید، تا حضرت صاحب بیاید! حضرت صاحب که تشریف می‌آورند براى چى می‌آیند؟ براى این‌که گسترش بدهند عدالت را، براى اینکه حکومت را تقویت کنند، براى اینکه فساد را از بین ببرند. ما برخلاف آیات شریفه قرآن دست از نهى از منکر برداریم، دست از امر به معروف برداریم و توسعه بدهیم گناهان را براى این‌که حضرت بیایند؟ حضرت بیایند چه می‌کنند؟ حضرت می‌آیند می‌خواهند همین کارها را بکنند. الان دیگر ما هیچ تکلیفى نداریم؟ دیگر بشر تکلیفى ندارد، بلکه تکلیفش این است که دعوت کند مردم را به فساد؟... نه شما دست بردارید از تکلیفتان، نه اینکه شما دیگر تکلیف ندارید.» (همان) | | 💠 پایگاه جامع محتوایی هیأت ▫️ eitaa.com/joinchat/3893428257C3a05e55578