『•رایـة الهدے•』
『•رایـة الهدے•』
میگن : یه طوری مادر و زدن که دستشو نمی تونست بلند کنه .. امام علی کنار بستر خانم نشسته بود گریه میکرد یه لحظه چشم تو چشم شدن خانم با سختی زیاد دستو بالا آورد اشکارو پاک کرد گفت : بمیرم برا غربتت علی ..