🌺
🌺 نهج البلاغه امیرالمومنین :🌺🌺
❇️❇️(هنگامی که خداوند امام (علیه السلام) را در جنگ«جمل»پیروز ساخت یکی از یارانش عرض کرد: دوست میداشتم برادرم فلانی همراه ما بود تا شاهد پیروزیهای الهی بر دشمنان که خدا نصیب شما کرده است، بوده باشد) امام (علیه السلام)
فرمود: آیا قلب و فکر و علاقه برادرت با ماست؟ او در پاسخ عرض کرد: آری. امام (علیه السلام) فرمود:
او نیز به طور مسلّم در این صحنه حضور داشته است (نه تنها او حضور داشته بلکه) گروههایی در لشکر ما حضور داشتند که هم اکنون در صلب پدران و رحم مادرانند. کسانی که زمانهای آینده آنها را آشکار میسازد و ایمان به وسیله آنها قوی و نیرومند میشود.
📚📚ومن كلام له عَلَيْهِ السَّلامُ: لمّا أظفره الله تعالى بأصحاب الجمل وقد قالَ له بعض أصحابه: وددت أن أخي فلاناً معك شاهداً ليرى ما نصرك الله به على أعدائك، فقالَ له عَلَيْهِ السَّلامُ:
أَهَوَى أَخِيكَ مَعَنَا؟ قالَ: نَعَم. قالََ: فَقَدْ شَهِدنَا، وَلَقَدْ شَهِدَنَا في عَسْكَرِنَا هذَا أَقْوَامٌ في أَصْلاَبِ الرِّجَالِ، وَأَرْحَامِ النِّسَاءِ، سَيَرْعُفُ بِهِمُ الزَّمَانُ ويَقْوَى بِهِمُ الاِِْيمَانُ.
🎙🎙 خطبه 12 نهج البلاغه
🌷🌷
شهید مطهری:🌷🌷
🔰جابر بن عبداللَّه انصاري از صحابه پيغمبر اکرم و از جوانان اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله است و در جنگ خندق جواني بوده در حدود شانزده سالگي، تازه بالغ شده بود، در وقت وفات رسول اکرم صلي الله عليه و آله تقريباً بيست و دو ساله بوده و بنابراين در سنه 61 هجري اين مرد هفتاد و چند ساله بوده است. در آخر عمر کور شده بود، چشمهايش نميديد. با يک مرد محدّث بزرگواري به نام عطيه عوفي آمد و قبل از آنکه به سراغ تربت حسين عليه السلام برود، رفت سراغ فرات، غسل زيارت کرد و خودش را از سُعد- که گياهي خوشبو بوده و آن را خشک ميکردند و بعد ميساييدند و پودر ميکردند و از آن به عنوان يک عطر و بوي خوش استفاده ميکردند- خوشبو کرد.
🔶🔶عطيه ميگويد وقتي که جابر از فرات بيرون آمد گامها را آهسته برميداشت و در هر گامي ذکري از اذکار الهي بر زبانش بود.
جابر از دوستان اميرالمؤمنين و از دوستان خاندان پيغمبر صلي الله عليه و آله و در حدود دوازده سال از اباعبداللَّه بزرگتر است و با اباعبدالله خيلي محشور بوده است. عطيه گفت با همين حال گامها را آهسته برداشت و آمد و ذکر گفت تا به نزديکي قبر مقدس حسين بن علي عليه السلام رسيد. وقتي که رسيد، دو بار يا سه بار فرياد کشيد:
🏴🏴حَبيبي يا حُسَين! دوستم، حسين جان! بعد گفت: حَبيبٌ لايجيبُ حَبيبَهُ؟ دوستي جواب دوستش را چرا نميدهد؟ من جابر، دوست تو هستم، رفيق ديرين توام، پيرْغلام تو هستم چرا.
جواب مرا نميدهي؟ بعد گفت: عزيزم، حسينم! حق داري جواب دوستت را ندهي، جواب پيرْغلامت را ندهي، من ميدانم با رگهاي گردن تو چه کردند، من ميدانم سر مقدس تو از بدن مقدست جداست. گفت و گفت تا افتاد و بيهوش شد.
🏴🏴وقتي که به هوش آمد سرش را به اين طرف و آن طرف برگرداند و مثل کسي که با چشم باطن ميبيند گفت: السَّلامُ عَلَيکمْ ايتُهَا الْارْواحُ الَّتي حَلَّتْ بِفِناءِ الْحُسَين سلام من بر شما مرداني که روح خودتان را فداي حسين کرديد.
بعد از اينکه گفت من چنين و چنان شهادت ميدهم،
🎙🎙گفت: و من
شهادت ميدهم که ما هم با شما در اين کار شريک هستيم. عطيه تعجب کرد که يعني چه؟ ما با اينها در اين کار شريک باشيم؟ به جابر گفت: معني جملهات را نفهميدم، ما که جهاد نکرديم! ما که قبضه شمشير به دست نگرفتيم، چرا شريک باشيم؟!😳😳
📚📚 گفت:اصلي در اسلام هست که من از پيغمبر صلي الله عليه و آله شنيدم. فرمود:
هرکسي که واقعاً از ته دل دوست داشته باشد، روحش هماهنگ باشد، در اين عمل شريک است. من اگر شرکت نکردم نميتوانستم شرکت کنم، از من جهاد برداشته شده بود ولي روح من پرواز ميکرد که در رکاب حسين عليه السلام باشد.
چون روح ما با روح حسين بود، من حق دارم ادعا کنم که ما با آنها در اين عمل شريک هستيم.
📚📚
کتاب احیای تفکر اسلامی ص30
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن. تحفه ای یافتم از کلام امیرالمومنین و شهید مطهری برای جاماندگان از سفر کربلای حسین علیه السلام
😭😭😭حال اگر روح ما با ارباب بی کفن و زوار ایشان باشد،، ما هم زوار ایشان هستیم و با عمل آنها شریک هستیم
😭😭کافیه هوای دلت کربلاء باشه تا زائر حسین باشی
🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
کانال شهید آقا محسن حججی
🆔
@hojajishahid