متأسّفانه این طرز تفکّر از غرب به شرق نیز رسوخ کرده. علّت اینکه جوانان امروز از ازدواج گریزان هستن و هر وقت که به اونا پیشنهاد ازدواج میشه، جواب میدن که حالا زوده، ما هنوز بچهایم و یا پاسخهای دیگه که به بهانه این پاسخها از زیر بار ازدواج شانه خالی میکنن، همین موضوع است.
در حالی که در قدیم، یکی از شیرینترین آرزوهای جوونا امر ازدواج بود. جوونای قدیم، قبل از اونکه به برکت دنیای غرب و اروپا، کالای زن اینهمه ارزان و فراوان بشه، شب زفاف و کمتر از تخت پادشاهی نمیدانستن.
ازدواج در قدیم، بعد از یک دوران انتظار و آرزومندی انجام میگرفت و به همین دلیل، دختر و پسر، همدیگه رو عامل سعادت، خوشبختی و آرامش خودشون میدانستن.
ولی در دنیای کنونی، از اونجا که کامجوئیهای جنسی در غیر کادر ازدواج و روابط مشروع در حدّ اعلی و در سطح جامعه برای همه فراهم شده، دلیلی برای اون اشتیاقها وجود نداره.
تفاوت ساختاری که روابط جنسی را محدود میکنه به محیط خانواده و کادر ازدواج قانونی، با ساختاری که روابط جنسی در اون کاملاً آزاد هست، اینه که در ساختار اولی، ازدواج، پایان انتظار و محرومیّت هست و در ساختار دوّمی، ازدواج، آغاز محرومیّت و محدودیّت.