🔴 پدر فداکار یعنی این دو روزه پدر نمونه و فوتبالی شدم دیروز که با پسرم نشستیم فوتبال دیدیم، امروزم صبح کله‌سحر رفتیم فوتبال. از طرف مدرسه‌شون سالن فوتسال گرفته بودن برای بچه‌ها و پدرا. ساعت 7 تا 9. یعنی تو سر سگ بزنی، این ساعت از خواب بلند نمیشه، اونم روز جمعه. ما بلند شدیم رفتیم فوتبال البته جدا از شوخی، من قبول ندارم این حرفو که میگن یه جمعه تعطیله، آدم میتونه یکم بیشتر بخوابه. یا مثلا میگن کمبود خواب داریم، جمعه جبرانش کنیم. اینا همه ذهنیات خودمونه. برنامه زندگی آدم هرجوری هست روز جمعه هم همون باید باشه. البته من امروز برنامه‌مو ریختم بهم، چون روزای عادی هم 7 از خواب بلند نمیشم. الانم که حدود ساعت 10 صبح هست و دارم این مطلبو مینویسم، بعدش میرم بخوام، تا کمبود خوابم جبران بشه😁 البته این خواب مستحب هم هست چون خواب قبل اذان ظهر، یاهمون خواب قیلوله در روایات سفارش شده. البته خواب قیلوله درحد ده دقیقه‌س، نه دوساعت. ولی بنده احتیاط میکنم یکم بیشتر میخوابم آخه شما نمیدونید که چه روز سختی بود. ساعت 6.45 دقیقه وقتی پسرمو صدا کردم که بلند شو بریم، دعا میکردم بگه نریم خوابم میاد. آخه هر روز برای مدرسه به زور بلند میشه. امروز تا صداش کردم، چشماشو یک‌متر باز کرد و خندید و گفت بیا بغلم. منم اینطوری شده بودم😑 خلاصه بلند شدیم رفتیم سالن وبازی کردیم قاعده بازی هم این بود که گُل زدن بابا‌ها قبول نیست. قاعده عاقلانه‌ای بود که عموجواد معلم بچه‌ها لحاظ کرده بود، چون باباهارو خوب می‌شناخت. برای حفظ جون بچه‌ها این قانون لحاظ شده بود. باباها وقتی جوگیر بشن، برای گل زدن بچه خودشونم نمی‌شناسن. ولی این قانون باعث شده بود باباها نقش "حاج عبدالله" رو داشته باشن تو زمین. پشمکش رو منظورمه. چون نمیتونستن گل بزنن، تا دم دروازه میرفتن وایمیستادن خلاصه ورزش خیلی خوبه، سرحال میشه آدم ولی من انگار یه چیزی رو امروز از دست دادم و کم دارم. پس برم یکم بخوابم، خدای نکرد سیستم بدنم نریزه بهم @hosein_darabi