کافه مورخ | حسین اصغری
خاطره دوم‌ انصاری از رضا پهلوی: ۲. خساست رضا تا حدی بود که سال 1986 به منصور نوروزی که از کودکی مست
خاطره سوم انصاری از رضا پهلوی: ۳. رضا یه دوست دوران کودکی داشت به نام مسعود معاون که تقریبا از سال 1983 همه خونه و زندگی رضا رو در دست داشت و خیلی براش زحمت کشیده بود تا اینکه سال 1989 اونو اخراج کرد. رضا نه تنها بابت چندین سال خدمت رفیقش هیچ کمکی به اون نکرد، بلکه وقتی خواست عذرش رو بخواد، بدون اینکه هیچ خجالتی بکشه بهش گفت اون میزی که چندسال پیش به تو هدیه دادم [گرون‌قیمت هم بود] بهم برگردون! ‏[هدیه چندسال قبل رو از دوست دوران کودکیش پس گرفت! نمونه مشابه اونو شما سراغ دارید؟] @hoseinasgharihistory