🔶️خلاصه سخنرانی حجت‌الاسلام ابوالفضل نظری 🔸️جلسه چهارم - قسمت سوم به طور کلی ۳ تا کار باید اتفاق بیافتد تا تکلیف این نقد بر مردم سالاری مشخص شود. اول نقل و نقد مبانی مردم‌سالاری دینی و استنادات موجود دوم روح خود شریعت را باید بررسی کنیم و بدون هیچ پس و پیش ، خود دین را نگاه کنیم سوم خلال های موجود در جمهوری اسلامی باید بررسی شود مردم سالاری دینی به عقیده بنده پیوند نامبارک امانیسم و سقیفه است. اینکه مردم باید در حکومت مشارکت حداکثری داشته باشند ، مورد قبول ماست ؛ ولی قرار نیست مردم ، سالار بشوند.( دیدن مردم غیر از سالار شدن مردم است.) ما احساس می کنیم آیات قرآن ناظر بر عربستان آن موقع نازل شده است، در حالی که بسیاری از آیات ناظر بر تمدن های عظیم موجود در آن زمان آمده است . این که حکومت از آن خداست ، این حرف در قران جهت دارد ، باید حواسمان باشد .حاکم باید الله باشد .«الله سالاری» اصلا دعوای ما با اهل سنت بر سر همین است. آنها می گویند شورایی در حالی که ما می‌گوییم نصبی .( وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ ۗ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا ) اصلاً مسئله حاکمیت یک مسئله قدسی است. اینکه مردم سالاری را با دین یکجا جمع کنیم به عقیده بنده تناقض است . دموکراسی مشخص است؛ مبتنی بر اقلیت و اکثریت است. خیلی صریح می‌گوید مبنای مشروعیت حکومت ما مردم است. ولی در مردم سالاری دینی یک بلاتکلیفی وجود دارد . نه اسلامیِ اسلامی است که بگوییم علی (ع) در راس ، همه چیز را مدیریت می کند و نه مردمیِ مردمی است که بگوییم مشروعیت مان مبنایش مردم است . مردم سالاری که مشروعیت اش را از خدا بخواهد خنده دار است. اگر وکالت فقیه مورد نظرمان بود ، مردم سالاری معنا پیدا میکرد ولی حضرت امام بحث ولی فقیه را پیش می کشد. ولی فقیه ای که تمام اختیارات امام معصوم را دارد. آنچه که بنده از قرآن و روایات می فهمم «امام و امت» است نه مردم سالاری دینی. 🔻حسینیه معارف انقلاب اسلامی ✅️@hoseiniehmaaref