هرلحظه یک جوری بساط گریه جور است می خواهم از رویت ببوسم نیزه دور است @hosenih ای رنگ برگشته ترین سرگشته ی من نفرین و آه من به دنبال تنور است اینقدر خود را از روى نیزه نینداز فکر مرا اصلاً مکن ، زینب صبور است ما میل در بازار رفتن را نداریم اما به میل ما نمی باشد، به زور است بی پوشیه محرم کنار ما نباشد این کوچه و بازارها صعب العبور است نان تصدق پیش ما آورده بودند این چیزها از خاندان ما به دور است حال ربابَت هیچ تعریفی ندارد مادر بدون بچه اش زنده به گور است @hosenih از کربلا تا شام صد بار اصغر افتاد خیلی برای حنجرش نیزه قطور است شعر از گروه © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e