✨
چرا ایده پاکستان برای توقف جنگ خلاف منافع ایران است؟
دولت پاکستان یک چارچوب برای پایان جنگ ارائه کرده است که به شرح ذیل است:
1️⃣ مرحله فوری
▫️آتشبس بلافاصله آغاز میشود.
▫️تنگه هرمز بلافاصله باز میشود.
2️⃣ مرحله پیگیری؛ ۱۵ تا ۲۰ روز
▫️توافق نهایی جامع صلح مذاکره میشود.
▫️موقتاً «توافق اسلامآباد» نامیده میشود.
شامل موارد زیر:
▪️ایران با محدودیتهایی در برنامه هستهای موافقت میکند.
▪️تحریمها رفع میشود.
▪️داراییهای مسدود شده آزاد میشود.
▪️چارچوب منطقهای گستردهتر برای امنیت هرمز تعیین میشود.
اگر این چارچوب را نه در سطح ظاهری «توقف جنگ»، بلکه در سطح توزیع واقعی قدرت، اهرمها و زمانبندی امتیازدهی تحلیل کنیم، بهوضوح میبینیم که بهصورت نامتوازن طراحی شده و در وضعیت فعلی، بیشتر در خدمت کاهش قدرت چانهزنی ایران است تا تثبیت آن.
اشکال اصلی در همان «مرحله فوری» است. بازگشایی تنگه هرمز همزمان با آتشبس، به معنای واگذاری مهمترین اهرم فشار ایران پیش از دریافت هرگونه امتیاز عینی است. در منطق جنگ نامتقارن، ابزار برتری ایران،توانایی ایجاد اختلال در شریان انرژی جهانی است. وقتی این اهرم بدون اخذ امتیازهای معنیدار و تضمینهای سخت و قابل راستیآزمایی کنار گذاشته شود، طرف مقابل عملاً به وضعیت «تنفس استراتژیک» میرسد، بدون اینکه هزینهای پرداخته باشد.
از منظر زمانبندی نیز، طراحی مرحله دوم (۱۵ تا ۲۰ روز مذاکره) بهشدت مسئلهدار است. این بازه زمانی، یک شکاف خطرناک بین امتیاز نقد ایران و وعدههای نسیه طرف مقابل ایجاد میکند. تجربههای مشابه نشان داده که در این فاصله، موازنه سیاسی و نظامی بهسرعت تغییر میکند و فشارها برای تحمیل شروط بیشتر افزایش مییابد، در حالی که ابزارهای فشار ایران قبلاً خنثی شدهاند.
مهمتر از آن، محتوای «توافق اسلامآباد» است. در این چارچوب، تعهدات ایران (محدودیت هستهای) مشخص، فوری و قابل اندازهگیری است، اما امتیازات طرف مقابل (رفع تحریمها و آزادسازی داراییها) ذاتاً زمانبر، قابل تعلیق و وابسته به سازوکارهای سیاسی پیچیده هستند.
مسئله بعدی، بحث «چارچوب امنیتی منطقهای برای هرمز» است. این بند، در ظاهر همکاریمحور است، اما در عمل میتواند به معنای چندجانبهسازی کنترل هرمز و کاهش نقش حاکمیتی ایران باشد. به بیان دقیقتر، ایران از موقعیت یک بازیگر تعیینکننده به یک عضو در یک رژیم امنیتی تبدیل میشود.
خلاصه کلام اینکه این طرح ایران را از موقعیت «دارنده اهرم فعال در میدان» به موقعیت «مذاکرهکننده برای بازپسگیری امتیازات اقتصادی» منتقل میکند.
این معماری، حتی اگر به توقف کوتاهمدت درگیری منجر شود، در میانمدت به تضعیف موقعیت راهبردی ایران خواهد انجامید و باید فوراً با آن اعلام مخالفت شود.
شرط فوری توقف جنگ، باید عقد پیمان «برائت» توسط کشورهای منطقه و تعطیلی پایگاههای نظامی آمریکا باشد. در این چارچوب، هر کشوری که به پیمان برائت میپیوندد، میتواند با پرداخت عوارض به ایران از آنکه هرمز عبور کند.
ما در جنگ، شکست نخوردهایم که چارچوب پیشنهادی دوستان پاکستانی را بپذیریم. جمهوری اسلامی در این جنگ به پیروزی رسیده و قواعد پایان جنگ باید طبق منافع ایران نگاشته شود.
@syjebraily
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
شاهی ♧ فعال صنفی وسیاسی
بزن رو( لینک) بعد بزن رو کلمه (پیوستن) خیر مقدم به شما
https://eitaa.com/httpshah/37823
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷