آیا فیلم تایتانیک را دیده‌اید؟ معمولاً استراتژیست‌ها و فلاسفهٔ بزرگ غرب، پیش‌بینی‌ها و برنامه‌های آیندهٔ خود را در قالب فیلم‌های هالیوودی به دنیا عرضه می‌کنند. کم نیستند کارگردانان بزرگی که اتفاقات آینده را در قالب آثار سینمایی به تصویر کشیده و نسبت به آن‌ها آگاهی می‌دهند. فیلم تایتانیک ساختهٔ جیمز کامرون، بیش از آنکه بخواهد حادثهٔ غرق شدن یک کشتی را نشان دهد، در ابعادی کوچک‌تر نظم نوین جهانی آمریکایی را به تصویر می‌کشد. من برداشتم از فیلم تایتانیک اینه که کشتی تایتانیک نمادی از دنیای ما فرض شده است؛ دنیایی که از انسانیت فاصله گرفته و به جهانی طبقاتی و شیطانی تبدیل شده است. این فیلم به شکلی جالب، فاصله‌های طبقاتی را به تصویر کشیده است. اتاق‌های طبقات بالا بسیار بزرگ‌تر از اتاق‌های طبقات پایین هستند؛ در حالی که در طبقات پایین، اتاق‌ها کوچک‌تر از حد تصورند و هر اتاق نیز چندین تخت‌خواب چندطبقه دارد. تفاوت در بهداشت، غذا و حقوق انسانی به شکلی چشمگیر به نمایش گذاشته شده است. در ضمن، بالانشینان تقریباً هیچ اطلاعی از وضعیت فرودستان ندارند. در ابتدای فیلم می‌بینیم که رز (کیت وینسلت)، بانویی اشراف‌زاده، با کالسکه‌ای مجلل به کنار کشتی می‌رسد. شکوه ورود او به اسکله با نماهایی باشکوه و موسیقی‌ای پرحجم به تصویر کشیده می‌شود و جایگاهی مناسب و بسیار بزرگ نیز از پیش برای او رزرو شده است. در سوی دیگر، جک (لئوناردو دی‌کاپریو) برای به‌دست آوردن یک بلیت درجه‌چندم، همراه دوستش با چند نفر دیگر در حال قمار و شرط‌بندی است. هنگامی که برنده می‌شوند، از شدت خوشحالی نمی‌دانند چه کنند. برای آن‌ها همین که موفق شده‌اند وارد این کشتی شوند، تحقق یک آرزو است. (پولدارها برترند و برای زندگی در این دنیا نیازی به تلاش ندارند؛ زیرا خداوندگارشان از پیش برای آنان جا رزرو کرده است. برای فقرا نیز جای کافی وجود ندارد و اگر شانس بیاورند، باید خدا را شکر کنند که اجازهٔ ورود به این دنیا را یافته‌اند.) داستان تایتانیک از زبان پیرزنی روایت می‌شود که حاصل رابطهٔ نامشروع (حرام زاده) جک و رز در کشتی تایتانیک است. کارگردان این فیلم، به شکلی تأثیرگذار بر صحنه‌های قبل و بعد از غرق شدن کشتی کار کرده تا مخاطب بطور کامل از وقایع این دنیای شیطانی و طبقاتی قبل و بعد از فروپاشی دریافت کامل داشته باشد. نظام سرمایه‌داری و جامعهٔ طبقاتی محکوم به فنا هستند و طبیعت نیز بقای آن‌ها را نمی‌پذیرد. در طول فیلم، چندین دیالوگ از زبان مهندسان طراح، ناخدای کشتی و برخی دیگر شنیده می‌شود که صراحتاً ادعا می‌کنند این کشتی غرق‌نشدنی است. کاپیتان و طراح کشتی نیز با غروری خاص به ستایش آن می‌پردازند. همان دیدگاهی که به زعم بنده، در میان شیطان‌پرستان و خداناباوران وجود دارد؛ کسانی که تصور می‌کنند می‌توانند به جای خدا تصمیم‌گیری کنند و هیچوقت فانی نخواهند شد، اما کارگردان تایتانیک این غرور و سرمستی آغازین را در کنار پایانی هولناک قرار می‌دهد و می‌گوید هر آنچه بشر با نیت تکبر بنا کند، سرانجام غرق‌شدنی است حتی تایتانیک که در زمان خود کامل‌ترین و بزرگ‌ترین ساختهٔ دست بشر به شمار می‌رفت. نظام‌های ناقص و بی‌اساس حکومتی نیز محکوم به فنا هستند و سرانجام طبیعت آن‌ها را برنمی‌تابد و در مسیر الهی محو خواهند شد و نه این اولین آن است و نه آخریش و این سنت الهی است و در نهایت، شاید بتوان پیام پایانی فیلم را چنین خلاصه کرد: «هر آنچه عظیم‌تر باشد، غرق شدنش نیز عظیم‌تر خواهد بود.» باید همانطور که با تماشای تایتانیک و خوردن تنقلات از صحنه های پایانی فیلم لذت می‌بردیم، ان‌شاءالله زنده باشیم و از مشاهده صحنه های پایانی و فروپاشی تروریستهای جهان‌خوار لذت ببریم. وَالْعَصْرِ انّ الانسان لفی خُسر إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ «مگر کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند و یکدیگر را به حق سفارش کرده و به شکیبایی توصیه نموده‌اند.» (سوره عصر، آیه ۳)