رهبر عزیزتر از جانم؛ حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای کدامین واژه را یارایِ آن است که تلاطمِ دریایِ متلاطمِ دلی را وصف کند که یک‌باره، نه یک داغ، که بهارِ عمرش را در خزانِ بی‌بازگشتِ تقدیر دیده است؟ ای غریبِ در حریمِ خویش! داغِ پدر، کمرِ کوه را خم می‌کند؛ داغِ خواهر، ستونِ خیمه‌یِ عاطفه را فرومی‌ریزد؛ و داغِ طفلِ خردسالی که هنوز عطرِ بهشت از پیراهنش می‌تراود، مرزهایِ طاقتِ بشری را در هم می‌شکند. آن‌گاه که همسر و همسفرِ زندگی نیز در این کوچِ ناگهانی، هم‌رکابِ کاروانِ ابدیت می‌شوند. اما سوزناک‌تر از همه‌ی این مصائب، آنجاست که میانِ تو و پیکرهایِ مطهرِ عزیزانت، دیواری از «مصلحت» و «مکرِ بدخواهان» فاصله افکنده است. این چه امتحانِ سهمگینی است که حتی نمی‌توانی برایِ آخرین بار، بوسه‌ای بر پیشانیِ سردِ جگرگوشه‌ها بنشانی؟ که نمی‌توانی در تشییعِ پیکرِ پاره‌هایِ تنت، شانه زیرِ تابوت‌شان بگذاری و فریادِ «وا‌حسرتا» را در گوشِ خاکی که آنان را در بر می‌گیرد، طنین‌انداز کنی؟ «در امتدادِ عاشورا؛ حکایتِ داغی که در گلو شکفت» ای داغ‌دارِ تبارِ نور! امروز که غبارِ فتنه و مکرِ دشمنان، راه را بر وداعِ تو با پیکرهایِ مطهرِ عزیزانت بسته است، گویی تاریخ در خانه‌ی تو تکرار شده است. تو امروز در ساحتِ اندوهی ایستاده‌ای که تنها «زینبِ کبری (س)» طعمِ آن را چشیده است. مگر نه آن‌که در کربلا، وقتی خورشید در میانه‌یِ ظهر به خون نشست، حسین (ع) نیز پاره‌هایِ تن‌ش را در خاک و خون دید؟ اما دریغ و درد که تو در این عصرِ غریب، حتی آن فرصتِ کوتاه برایِ نگاهِ آخر را نیز از دست داده‌ای. تو به یادِ «ام‌المصائب» که در عصرِ عاشورا، بی‌آنکه تابِ وداع با پیکرِ قطعه‌قطعه‌یِ برادر داشته باشد، به تماشایِ غروبِ خورشید ایستاد، آرام می‌گیری. مصیبتِ تو، آمیزه‌ای از غربتِ «عاشورا» و سکوتِ «بقیع» است. همان‌طور که اهل‌بیتِ حسین (ع) را در حصارِ مکرِ کوفیان و شامیان، از وداعِ شایسته با شهیدان بازداشتند، امروز نیز دستانِ پلیدِ دشمنان، تو را از حقِ مسلمِ هر انسانی برایِ بدرقه کردنِ عزیزانت محروم کرده است. ای داغ‌دارِ شبیه به خاندانِ وحی! خداوند به قلبِ تو، همان صبری را عطا کند که به زینب (س) بخشید؛ آن‌گاه که فرمود: «ما رَأیتُ إلا جمیلاً». تو در این خلوتِ غریبانه که نه گوشی صدایت را می‌شنود و نه چشمی اشکِ پنهانی‌ات را می‌بیند، بدان که ملائکه‌یِ عرش، در تشییعِ پیکرهایِ عزیزانت صف بسته‌اند. اگر «دشمن» تو را از حضور در تشییعِ جسمِ خاکیِ آنان بازداشته است، اما بدان که روحِ تو، هم‌اکنون در قافله‌یِ کربلا، شانه‌به‌شانه‌یِ شهیدانِ راهِ حق قدم برمی‌دارد. بگذار دشمن در مکرِ خویش بماند؛ تو در حریمِ امنِ صبرِ حسین (ع) پناه گرفته‌ای. آه از آن دلی که در تشییعِ خیالیِ عزیزانش، روضه‌یِ گودالِ قتلگاه را مرور می‌کند. سلام بر تو و آن صبرِ عاشورایی‌ات. 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 شاهی خادم ابر کانال کمیته پیگیری حقوق بازنشستگان کشور https://eitaa.com/httpshah