وقتی سر مبارک امام حسین (ع) را نزد حضرت رقیه (س) بردند، سر را برداشت و در آغوش کشید. بر پیشانی و لب های پدر بوسه زد و آه و ناله اش بلند تر شد، گفت: پدر جان چه کسی صورت شما را به خونت رنگین کرد؟ پدر جان چه کسی رگهای گردنت را بریده؟ پدر جان «مَن ذَالَّذی أَیتَمَنی علی صِغَرِ سِنِّیِ» چه کسی مرا در کودکی یتیم کرد؟ پدر جان یتیم به چه کسی پناه ببرد تا بزرگ بشود؟ پدر جان کاش خاک را بالش زیر سرم قرار می دادم، ولی محاسنت را خضاب شده به خونت نمی دیدم. دختر خردسال حسین (ع) آن قدر شیرین زبانی کرد و با سر پدر ناله نمود تا خاموش شد. همه خیال کردند به خواب رفته. وقتی به سراغ او آمدند، از دنیا رفته بود. شبانه غساله آوردند، او را غسل دادند و در همان خرابه مدفون نمودند با اضطراب آمد و با التهاب رفت کوچکترین شهیده که غساله اى نداشت وقتى که از بساط گلویش گلایه کرد آهى به سینه داشت، ولى ناله اى نداشت رفت از شب خرابه و تشییع هم نشد تنهاترین ستاره که دنباله اى نداشت پنجمین روز از ماه صفر شهادت حضرت رقیه (س) 👈 بر ابر کانال کمیته پیگیری حقوق بازنشستگان کشور در ایتا و عاشقان اهل بیت (ع)تسلیت باد. التماس دعا 🤲 اللهم عجل لولیک فرج 🙏 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 شاهی خادم ابر کانال کمیته پیگیری حقوق بازنشستگان کشور https://eitaa.com/httpshah