اسمش محمد حسام بود راهی مشهد الرضا... من برای پدر و مادرش خیلی دعا کردم باید دست همچین پدر مادری رو بوسید اومدم تو مجمتع های بین راهی نماز بخونم دیدم این بنده خدا تنها تو نماز خونه داره نماز میخونه:)... اصلا حرفاش به سنش نمیخورد... میگفت امام رضا بهمون پناه داده دعوتمون کرده مشهد قراره مشهدی بشم بعدش کربلایی بشم... من نمیدونستم چی بگم... در آخر کلی باهم حرف زدیم دستش رو بوسیدم و رفت... این صحنه ها تو دنیا برای من رزق و برکتِ -نصیحت های خدا در دنیا @ir_mohebin