حضرت امیر(ع) در ابتدای نهج البلاغه چهارده صفت برای مخاطب خود آورده‌اند؛ یکی از آن صفات این است که مخاطبشان را «رَهِينَةِ الْأَيَّامِ» (در گرو روزگار) خوانده‌اند. 🔹عنصر زیباشناختی: استعاره در کلمه «رهینه» و استعاره در کلمه «ایام» 🕊توضیح: مخاطبِ نامه به وثیقه‌ای که بدهکار در نزد طلبکار می‌گذارد تشبیه شده است (استعاره تصریحیّه) روزگار به طلبکاری که وثیقه اخذ کرده تشبیه شده است(استعاره مکنیّه) تلفیق این دو استعاره نشان میدهد که مخاطب نامه مانند وثیقه‌ای در نزد روزگار به ودیعت نهاده شده است. حال وجه شبه در این دو استعاره چیست؟ 🍃وجه شبه میان انسان و رهینه(وثیقه): همانگونه که وثیقه تحت سلطه و اختیار طلبکار است، انسان نیز زیر سلطه روزگار است؛ از این روی در هر بهار که طبیعت جامه‌ای نو از نشاط و طراوت میپوشد، انسان که در گرو زمان است نیز جامه‌ای نو از فرسودگی بر تن می‌کند و این فرسودگی، گام به گام او را به مرگ نزدیکتر می‌کند. 🍃وجه شبه میان روزگار و طلبکار (ایام): روزگار طلبکار است اما طلبکاری که طلبش، خودِ بدهکار است و این بار دیگر از طلبکار چیزی را به عنوان گرو اخذ نکرده بلکه خود او را به گرو گرفته و این خود او است که با هر نفسی که می‌کشد، بخشی از بدهی‌اش را به روزگار باز پس میدهد تا وقت رسیدن اجل، تمام بدهی‌اش (همه عمرش) را پرداخته باشد. ✍️ کاش در آستانه سال جدید پیش از آنکه ایام، طلبش را به طور کامل از ما بازپس بگیرد سری هم به خود بزنیم و نگذاریم حسرت این دیدار در قیامت و تا ابد بر دلمان بماند. 👈دیرگاهی است که افتاده ام از خویش به دور شاید این عید به دیدار خودم هم بروم.