ادامه ص۶⬅️، بهتر مى توانند تصمیم هاى سیاسى را که به مصالح عام نزدیک تر است، تشخیص دهند، به شرط آن که امکان واقعى انتخاب و مشارکت را در اختیار داشته باشند.
اگر واقعاً مردم به این حقیقت پى ببرند که اگر بخواهند مى توانند همه امور را مطابق ذوق و سلیقه خویش بسازند، و در این زمینه آگاهى لازم به آنان داده شود، قطعاً به صورت آگاهانه و از روى طیب نفس و اختیار در فعالیت ها و طرح ها مشارکت جدى همراه با همبستگى خواهند داشت. لذا افزایش کارآمدى نظام سیاسى و اجتماعى هر کشورى به میزان آگاهى و مشارکت آنان در تمام امور وابسته است.
2 ـ مشارکت ارادى و اختیارى
اگر در هر کارى مردم احساس کنند از سوى حکومت براى انجام کارى تحت فشار قرار دارند، با اشتیاق و انگیزه دست به فعالیت نمى زنند. مطالعات مختلف نشان مى دهد مشارکت هایى که توأم با جبر و اجبار و در شرایط مصنوعى صورت مى گیرند، هرگز شیوه مناسبى براى انجام فعالیت ها نخواهند بود و دوام چندانى هم نخواهند داشت، لکن آن گاه که ارتباط مردم و حکومت نزدیک و صمیمانه باشد، نیازى به تحمیل، جبر و اجبار براى همکارى نیست. مردم آن گاه که احساس کنند حکومت براى انجام طرحى ملى نیازمند کمک، مساعدت و مشارکت مردمى است، خود با شوق و اشتیاق در این مهم کمک خواهند کرد. در صورتى که مردم در این مشارکت احساس جبر کنند و کمک هاى مردمى بدون میل و اراده آنان دریافت شود، چنین کمک هایى هر چند ممکن است در کوتاه مدت دوام یابد، ولى در بلند مدت هرگز دوام نخواهند داشت و به محض از بین رفتن فشار، کمک ها و مشارکت مردمى متوقف خواهد شد.
3 ـ باور کردن مردم
از جمله آفت ها و آسیب هاى بزرگ نظام هاى سیاسى، عدم باور مردم از سوى مسئولان نظام و عدم اعتماد و اطمینان به ظرفیت هاى بالقوه و بالفعل مردم براى توسعه و آبادانى کشور است. این موضع آمرانه و اقتدارگرایانه که حاکمان خود را از جنس دیگر پنداشته و مردم را هیچ به حساب نمى آورند و معتقدند که مردم توان و قدرت فهم و تشخیص درست نیازهاى خود را ندارند مانع بزرگ در جلب مشارکت عمومى است. این گونه موضع گیرى هاى اقتدارگرایانه موجب دلسردى مردم از نظام حکومت و شکاف و فاصله آنان از حاکمان خواهد شد و در بلند مدت همبستگى ملى را تضعیف و مشارکت عمومى را در طرح هاى ملى و همیارى متقابل آنان را در اجراى طرح ها و پروژه هاى ملّى به شدت کاهش مى دهد. مقام معظم رهبرى در این باره مى فرماید:آن کسانى که با نظام جمهورى اسلامى سر و کار دارند، باید باور کنند که مردم در متن نظام جمهورى اسلامى هستند و آنها مرید و سرباز نظامند... امروز همه وظیفه داریم که اعتماد و باور و قبول مردم و رابطه مستحکم میان مجموعه خدمتگزار و مردم باید وجود داشته باشد.
از این رو، شایسته است که حاکمان مردم را باور کرده، از قدرت، مهارت، تخصص، نیروى فعال، پرانرژى و جوان آنان در مشارکت عمومى بهره بگیرند، تا بدین سان، زمینه جلب رضایت عمومى و مشارکت مردمى فراهم آید.
4 ـ بسیج منابع
یکى از منابع مهم در حوزه جامعه شناسى، منابع انسانى، امکانات و تجهیزات مادى مربوط به انسان است. حاکمان براى جلب رضایت عمومى و افزایش اعتماد سیاسى و در نتیجه، جلب مشارکت عمومى باید از همه امکانات، ظرفیت هاى مادى و انسانى بهره گیرند. در واقع، با بسیج منابع و ظرفیت هاى انسانى و مادى مى توان اقدام به افزایش مشارکت عمومى نمود. بهترین و کارآمدترین شیوه بسیج منابع، به کارگیرى نیروهاى کارآمد و جوان در ساحت ها و عرصه هاى گوناگون جامعه است. بنابراین نظامهایى مى توانند اقدام به بسیج منابع انسانى نمایند که برخوردار از پشتوانه قوى مردمى باشند.
5 ـ خدمت صادقانه و بى منت مسئولان به مردم وقتى مسئولیت، یک امانت است، طبعاً خدمت هم باید بى منت باشد. در نظامى که هویت اصلى آن را مردم تشکیل مى دهند، حفظ حرمت و شخصیت این مردم بر همه مسئولان واجب است. روح تواضع و عدالت خواهى اقتضا مى کند که مسئولان نظام برخوردى یکسان با مردم داشته باشند. همچنین آنان بسان مردم وظیفه متقابل و همسانى در تقویت همبستگى همنوایى وظیفه شناسى و خدمت دارند و مسئولیت هدایت و جریان دهى به امور جارى مردم را دارند، در نتیجه باید در خدمت رسانى به مردم و همنوایى بیشتر و رابطه گرم و صمیمى با آنها پیش قدم باشند چرا که خدمت صادقانه و بى منت به مردم على رغم کمبود امکانات، اعتماد و رضایت عمومى را جلب مى کند و زمینه ساز افزایش مشارکت عمومى است. مقام معظم رهبرى مى فرماید:ما باید خودمان را به معناى واقعى کلمه ـ نه به معناى تعارفى کلمه ـ خدمتگزار مردم بدانیم... و جهت کلى سیاستهاى ما باید تأمین منافع طبقات محروم جامعه باشد.
بنابراین اگر مردمى احساس کنند که مسئولانشان خادم آنان اند و براى خدمت به مردم از جان مایه گذاشته، از یکدیگر سبقت مى گیرند، احساس وظیفه متقابل نموده و در بازسازى، سازندگى و فراخوان هاى عمومى مشارکت فعال ترى خواهند داشت.آثار و