زلال وحی: اجابت دعای بندگان(6) «وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ»‌ (بقره/186) «و هرگاه بندگانم از تو درباره من پرسند (بگو:) همانا من نزديكم؛ دعاى نيايشگر را آنگاه كه مرا مى‌خواند پاسخ مى‌گويم. پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان آورند، باشد كه به رشد رسند.» سؤال: با اينكه كارهاى خداوند قانون‌مند و براساس عوامل و سنّت‌هاى ثابت است، پس دعا چه نقشى دارد؟ پاسخ: همانگونه كه انسان در سفر، حكم نماز و روزه‌اش غير از انسان در وطن است، انسان‌ دعا كننده با انسان غافل از خدا متفاوت هستند و سنّت خداوند لطف به اوّلى است، نه دوّمى. آرى، دعا و گفتگو با خداوند، ظرفيّت انسان را براى دريافت الطاف الهى بيشتر مى‌كند. همانگونه كه توسل و زيارت اولياى خدا، شرايط انسان را عوض مى‌كند. چنانكه اگر كودكى همراه پدر به مهمانى رود، دريافت محبّتش بيش از آن خواهد بود كه تنها برود. بنابراين دعا، زيارت و توسل، سبب تغيير شرايط است، نه برهم‌زدن سنّت‌هاى قطعى الهى. درباره نزديكى خدا به انسان، فيض كاشانى قدس سره مى‌گويد: گفتم كه روى خوبت، از ما چرا نهان است‌ * گفتا تو خود حجابى ورنه رخم عيان است‌ گفتم فراق تا كى، گفتا كه تا تو هستى‌ *  گفتم نفس همين است، گفتا سخن همان است‌