عجیب بی ریا بود شب ها یه سری بچه ها تا اذان صبح پای سجاده بودن، حاج مهدی میرفت لباس های اینارو میشست. میگفتیم: داداش بیا تو سنگر شما هم نمازتو بخون میگفت: من دارم گناهامو میشورم! ............................................. 🌷مردانِ خدا بی صدا می آیند و بی صدا می روند🌷 خاطره ای درباره جانباز از زبان یکی از همرزمانش روح مطهر شهدا و امام شهدا 😭✋🌷🍃