✍ ا. انصاری زاده
چند روز پیش یکی از دوستان فعال و خوش فکر جبهه فرهنگی انقلاب با من تماس گرفت و درخواست کرد که با آنها همکاری کنم،
به ایشان عرض کردم که مطالعات بنده بیشتر در حوزه
اقتصاد بوده و شناخت آنچنانی از «کار فرهنگی» ندارم،
ایشان با یک آه عمیق از سینه فرمود:
(هی آقاااااااا.. درست کردن اقتصاد که کار ما بسیجی ها نیست، اقتصاد را دولت ها باید درست کنند)
همانجا بود که آهی از سویدای دل کشیدم که ببین چه کرده اند با ذهن ما و چقدر مظلوم است اقتصاد مکتب اسلام، که حتی خودی های خوش فکر و فعال هم چنین تصوری از اقتصاد دارند.
حقیقتاً این روزها هرچه بیشتر در وقایع اقتصادی مملکت رصد و کنکاش میکنم، بیشتر به این یقین میرسم که یک عده (جریان مقابل- یعنی جریان لیبرال و نئولیبرال) در طول ۳۰- ۴۰ سال گذشته، چقدر دقیق و حساب شده ادبیات خود را از طریق رسانه هایشان در قلب و ذهن مردم به باور تبدیل کردهاند،
و وقتی بیشتر کنکاش میکنم میبینم که خیلی از این آدم های رسانه ای، ارتباطات نزدیکی با آدم های عملیاتی شان دارند، یعنی همگی ذینفع وضع موجود اند
(حال چه در مسئلهی دلار، چه خودرو، چه واردات و صادرات، چه بانکداری و..)
به قدری زیبا و شکیل ادبیات خود را از طریق رسانههای زنجیرهای شان در ذهن همه اقشار (چه انقلابی چه غیر انقلابی) جا انداخته اند که حتی وقتی با مادر بزرگم که سواد خواندن و نوشتن هم ندارد در مورد مسئلهای مثل «خودرو» صحبت میکنم میگوید: (چرا نمیزان خودروی خارجی وارد بشه)😂
یعنی یک پیرزن که سواد خواندن نوشتن هم ندارد، راهکاری را در ذهنش متصور است که روزنامهی لیبرال «دنیای اقتصاد» یا مجله «تجارت فردا» یا سایت سوپر لیبرال «اقتصاد آنلاین» میخواهند
داشتم فکر میکردم جریان انقلابی اقتصاد، در این سالها واقعا نتوانسته یک روزنامهی عظیم اقتصادی با تأثیرگذاری بالا روی پیشخوان روزنامه فروشی ها بفرستد یا یک وب سایت خبری بزرگ اقتصادی (به قول جوان های امروز «بترکون» ) را بالا بیاورد.
چقدر ما از جریان اقتصاد لیبرالی درون نظام عقب افتاده ایم!
مابین افکارم داشتم به این میاندیشیدم که آیا وقت آن نرسیده است که جبهه تشکیل دهیم؟
آیا وقت آن نرسیده که عده ای جوان انقلابی اقتصاد فهم، بلند شوند بروند پیش بزرگان نظام و آنها را توجیه کنند؟
یا عده ای از جوانان انقلابی صنعتی بلند شوند بروند پیش سردار حاجی زاده و به ایشان بگویند: « اگر میخواهی در زمینه خودرو سازی کاری کنی، بسم الله، مسئلهی خودرو دارد پُتکی میشود بر سر آبروی این مملکت»
آیا وقت آن نرسیده است که جریان انقلابی اقتصاد در جمهوری اسلامی، حداقل یکی دو تا روزنامه و وب سایت بزرگ، با ادبیات تاثیرگذار داشته باشند؟؟
آیا در دولت سید محرومان، نمیشود ایشان را اقناع کرد که هزینه ها و بودجهی چنین پروژه ای را در اختیار جوانان دلسوز بگذارد؟
عزیزان هم فکر و هم جبههای:
وقت آن رسیده است که نفوذ کنیم در زیرنظام های مملکت، وقت آن رسیده که ادبیات خودمان را «از هر طریقی» جا بیاندازیم بین مردم..
مگر اینکه هنوز خودمان اعتقاد نداشته باشیم که (اسلام میتواند)
✅✅✅✅✅✅✅✅
اینجانب، ابوالفضل انصاری زاده، کارشناس ارشد مدیریت صنعتی «گرایش تکنولوژی» و دانشجوی علوم استراتژیک، آمادگی خود را برای هرگونه همکاری با هر تشکُّل و جبهه و کارگروه انقلابی در حوزه ی مظلوم اقتصاد، چه در حوزهی نظری و مبانی اقتصادی مکتب اسلام، چه در حوزهی عملیاتی و صنعتی، اعلام میدارم.
باشد که گامی در جهت اقتصاد مهدوی و اقتصاد
#ظهور برداریم
@tahliltamadoni