آیه سی و دوم سوره مائده در بیلبوردهاي هلند: «هر کس، انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است.» شاید از دیشب که درگیرِ داستانی از جنس قتل شده‌ام 🖐🖐 حالِ روزهای ناخوشِ مادران قاتل را فهمیده‌ام مادرانی که تحت فشار روانیِ همسران و جامعه قسمتی از جانشان را به تیغِ بی رحمِ قاتل می‌سپارند.😞😞 دیشب فهمیدم که اشک گاهی می‌جوشد و آرام می‌کند و گاهی می‌جوشد تا زجر بکشی..😭😭 مادری که دیشب مرا آتش زد یکی بود که نفس می‌کشید در حوالیِ روزمرگی های من مادری که حال خودکشی داشت و عذاب وجدان شکنجه‌اش می‌داد وقتی تماس برقرار شد فقط گریه می‌کرد به خیال اینکه مزاحم است و یا اشتباه گرفته قطع کردم و مشغول شدم به دم کردنِ پلو شام دوباره زنگ خورد و فقط صدای بی‌امان گریه یک کلمه گفت کمک ، من آدم کشتم ، نه بچه‌ام رو کشتم چیزی در گوشه ای از دلم فرو ریخت با ترس و وحشتِ خودم ، آرامش کردم آرام به اینکه حرف بزند گریه نکند آدرس بدهد تا کمکش کنم... ذکر گفتم برایش که لاینقطع ضجه میزد... تا رسیدم به اینکه🌿 " ترو به حضرت زهرا سلام الله علیها "🌿 اگر مادر هستی گریه نکن و حرف بزن انگار یکدفعه جا ماند از گریه و زبانش باز شد: "میخوام خودم رو بُکُشَم من قاتل بچه‌ام هستم یک‌سال قبل کشتم و جایی که نمیدونم دفن شده یا نه رهاش کردم." کلماتش بی‌رحم بود مثل سیلی به صورتم می‌خورد "امروز که تو جلسه خانم فلانی گفتید ⛔ قتل جنین⛔ یادِ بچه‌ام افتادم اون فقط دو ماه داشت اما من یک‌ساله روی خوش ندیدم یا دعوا بوده یا بلا و بدبختی حالا فهمیدم چرا هرچقدر التماس می‌کنم اجابت نمی‌شه