📍چرا
توئیتر بهترین جا برای پوپولیستهاست؟
🔻چرا (پوپولیستها) در سایر شبکههای اجتماعی نمیتوانند به اندازه توییتر موفق باشند؟ به عبارت دیگر، ساختار رسانهای وجه بلاغی و اجرایی توییتر چیست؟ جواب در ماهیت رسانهای توییتر است. میگویند
در توییتر قرار است جیکجیک کرد نه استدلال. این وجه رسانهای بهترین ابزار برای (سوء)استفاده یک پوپولیست است. یک پوپولیست این شعار را آویزه گوش خود کرده است: «جیکجیکهایت را فراموش کن،
نیش بزن!» پوپولیستها در توییتر جیکجیک نمیکنند؛ آنان مثل ماری گوشبهزنگ به طرفهالعینی نیش میزنند و سپس محو میشوند.
🔸روشن است وقتی کسی مقالهای در رسانهها منتشر میکند انتظار میرود اولاً جوانب گوناگون موضوع را ببیند و ثانیاً استدلال کرده و ایدههای خود را با پشتیبانی دادهها و فکتهای گوناگون مطرح کند. هدف نهایی در چنین متنی «بنای کُلیتی» است که اجزای آن در نسبتی متقن با یکدیگر قرار دارند. در مقابل، آنچه پوپولیستها میکنند «
گلچین»
جزء و جا زدن آن در قالب کُل است. به عنوان نمونه، ترامپ کُلیت مهاجرت مکزیکیها به آمریکا را به «تروریستها» میکاهد و این جزء متاخر را به عنوان کُلیت مساله جا میزند. او هرگز از چرایی مهاجرت مکزیکیها، منافع اقتصادی حاصل از آن در آمریکا، بدهبستان تاریخی دو همسایه، و مواردی از این دست سخن نمیگوید. جزئی بنام «تروریسم» برجای کُلیت مسالهای چندبُعدی بنام مهاجرت مینشیند.
🔸روزگار خوش اینترنت به عنوان ابزاری آکنده از پنجرههایی که بر روی مخاطب میگشود سپری شده است.
فیسبوک و توییتر و سایر شبکههای اجتماعی از الگوریتمهایی استفاده میکنند که خواستها و امیال کاربران را تحلیل کرده و او به نحوی هدایت میکنند که از دیواری محصور در دام این شبکههای عظیم اجتماعی بیرون نرود.
🔸اینستاگرام حتی امکان «هایپرلینک» را نیز از مخاطب خود دریغ کرده است. همه در تلاشاند
مخاطب را در چارچوبی مشخص و به مدت زمانی هر چه بیشتر نگه دارند. «هایپرلینک» با آن رنگ و شمایل متمایزش قرار بود ابزاری برای سنجش، بررسی، مقایسه، و نیل به روایتهای گوناگون باشد؛ قرار بود مخاطب به منابع و استدلالهای پشتیبانیکننده دست یابد و چشموگوشبسته، دل به روایتی واحد ندهد.
عصر پساحقیقت، بطلانی است بر این شکل از ارتباطات.
✍🏻 سروی زرگر
🆔
@Bashgah_net
جبههٔ
#انقلاب اسلامی در فضای مجازی
✊🏻
@jebheh