✉️ دستان لرزانت سنگ را که لمس می کند از فریاد سنگ می توان مقاومت را قافیه کرد و شعری نو سرود. چشمان درخت زیتون به دستان و قامت توست سنگ را بردار و بر چشمشان بکوب تا هرز نرود. خیالت نباشد که خدای خرمشهر و فلسطین یکی است دلت نلرزد از مردی که با چکمه ته سیگارش را روی خاک سرزمینت له کرد. روزی خواهد دانست که سلطه چکمه هایش هر چقدر هم که محکم بر گلوی مظلوم فرود بیاید، قدرت مقابله با جنود الله را ندارد. امام خمینی(ره) اگر نیست فرزندانش هستند از نسل همان هایی که تیر قلبشان را شکافت اما ایمانشان را نه... خمپاره که زدند دویدی مادر هم به دنبالت دوید خمپاره جایی میان تو و مادر سقوط کرد یادت می آید که آغوشش باز بود!؟ پدر را چه به جرم فریاد دل سوخته اش به مسلخ کشیدند. آنها چه می دانند که فریاد حنجره های بریده گوش فلک را کر می کند. راستی دلت اگر از آتش های فرود آمده بر دامن زخم خورده فلسطینت گرفت به پرهای جبرئیل تکیه کن هنوز هم کوچه پس کوچه های خاکی شهرت بوی بال او را دارد. میدانی کتاب ها هم ‌منتظر سرنوشت تو هستند هر چند هم که تلخ باشد. آخر آن را دستان کوچک اما توانای تو می سازند خودمانیم اما حماسه ای که دستانت می کند تانک هایی که بر دل فلسطین خط می اندازند را به سخره گرفته است. عقب نکش...نترس دستانت را به قلب من بسپار من ایرانی ام همان که روحش با شهادت صیقل خورده؛ من تانک ندارم اما جگر شیر دارم. من ازنسل توانستن ها هستم، پایش بیافتد با همین دستان به ظاهر ظریف و نحیف تانک هم می سازم. آمده ام تا حساب سردار شهیدم را با این جماعت تصفیه کنم. سربند بر سرم توکل بر سردار علقمه؛ عباس (ع) است حال اگر تانک هایشان را به رخ می کشند، حسین فهمیده هم می شوم. 🔸🔸🔸 🥇 رتبه اول مسابقه نامه ای به قهرمان قدس سیده فائزه همتی استان ایلام 🍃 @qodsghalbeman