✍ هوالکریم فتنه افتاد به کار پسری با پدرش امر آمد که بگیرد سر و جان از پسرش عشق آمد به میان عشقِ به همدیگر و حق عشق را کِی نَتواند که ببیند هنرش عشق غالب شده بر عشق ، ولی عشقِ خدا برتری یافته بر عشقِ دگر با خطرش هردو دلبسته ی دلداده سپردند به عشق سر و دل را به خدا ، جلب کنند آن نظرش چون پذیرفت از آن دو نیتِ خالصشان خنجر از کار بیانداخت ، نیفتد اثرش تا که بگرفت سر از عشقِ پسر در دل خویش هدیه ای داد خدا تا که بگردد سپرش جان به قربان امامی که در امواج بلا سر و جان داد پس از طفل و جوان و قمرش 🌴💎🌹💎🌴