مارادونا مدتی به خاطر افسردگی پس از ترك اعتياد در تيمارستان بستری بود،
وقتی مرخص شد حرف قشنگی زد:
اونجا ديوانه های زيادی بودند، يكی مي گفت من چگوارا هستم همه باور مي كردن،
يكی می گفت من گاندی ام همه قبول می كردن.
ولی وقتی من گفتم مارادونا هستم همه خنديدن و گفتن هيچ كس مارادونا نمی شه.
اونجا بود كه من خجالت كشيدم كه چه بر سر خودم آوردم!!!
..........................................................
در اين دنيا غرور دمار از روزگار آدم در مياره و دقيقا گرفتار چيزی می شیم كه فكر مي كنیم هرگز در دامش نخواهیم افتاد.
برگ ها هميشه زمانی می ريزند كه فكر می كنند طلا شدند.
☘
@kalamabeheshti