|○💛روایتۍازتو💛○| ❗️روزخواستگار‌ازپنجره‌بیرون‌پرید❗️ پای ابراهیم که به جنگ باز می‌شود همه دغدغه‌اش می‌شود جنگ، بارها به دیگران گفته‌است که بدن تنومندش را برای این روزها آماده کرده‌است😇 . برای روزهایی که از اسلام دفاع کند. ابراهیم آنقدر در احوالات جنگ است که هرچه خانواده می‌خواهند برایش بگیرند ابراهیم زیربار نمی‌رود. خواهر در این‌باره خاطره جالبی دارد. خاطره‌ای که هنوز بعد از این‌همه سال حسابی او را می‌خنداند:«یک بنده خدایی از دوستان ابراهیم گفت می‌توانم کاری کنم که انقدر رزمنده‌ها هوای جبهه نداشته باشند. زن که بگیرند یادشان می‌رود. اما قبول نداشت.می‌گفت الان بحث دفاع از کشور است. من باید بروم و حضور داشته باشم شاید بلایی سرم بیاید نمی‌شود که یک نفر همیشه منتظرم باشد. ╭━━⊰•❀🍃🌹🍃❀•⊱━━╮                @bank_hadis         @kami_ta_shohada ╰━━⊰•❀🍃🌹🍃❀•⊱━━╯