زهرا س زهـرا نفـس نفـس زدنت می‌کـشد مرا این راز داری حـسـنـت می‌کـشـد مرا زهـرا خودت بگـو چه کـنم با نبودتو حـیـدر فـدای چـهـرۀ زرد و کـبـود تو چشم و چراغ خانۀ کم سوی من! مرو از من گذشته؛ محض رضای حسن مرو جای غـلاف مـانـده سر بـازویت ولی فـریـاد مـی‌زدی که فـدای ســر عـلـی ای کـشتی نجات عـلی، رو گرفته‌ای؟ من مُرده‌ام مگر، که تو پهلو گرفته‌ای ای سربلندهاهمه پیش تو سربه زیر پیش حسین دست به پهلوی خودمگیر مویت در این سه ماه حسابی سپید شد مـحـسن مـیـان شـعـلۀ آتـش شهـیـدشد عمرم پس از تو، فاطمه جان! می‌شود تباه در هر نـماز مـرگ مرا از خدا بخواه دنـیا بـدون نـور تو تـار است فـاطـمه کـار عـلی بـدون تو زار است فاطـمه بعد از تو روزگار حسن تیره می‌شود وقتی به خاکِ چـادر تو خیره می‌شود بـاور نـمی‌کـنم که نـهـانـی و بـی‌صـدا با دست های خویش کفن می‌کنم تو را آن روزهای خاطره انگـیزِ ما گـذشت زهرا ببین که بعد تو بر من چه‌ها گذشت بعد از تو خنده‌های علی را کسی ندید چون موی تو محاسن من نیز شد سفید بعدازتوچاه محرم غمهای حیدراست هرشب که بی‌تو میگذردصبح محشراست سر می‌کـنم بـدون تو با آهِ سیـنه سوز شرمنده‌ام که بی‌تو نفس می‌کشم هنوز کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر ایتا 👇👇👇 https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr روبیکا 👇👇👇 https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG