🖌
#یادداشت_روز
🔹نقش سه گانه در بدبین کردن مردم
#سعدالله_زارعی
🔸 «ویروس بدبینی را نباید گسترش داد. من به همه دولتها انتقاد داشته و انتقاد کردهام. من اهل مسامحه در برخورد با اشکالات دستگاهها نیستم لکن نوع انتقاد کردن باید جوری نباشد که ]براثر آن[ مردم دچار بیماری بدبینی شوند. این بدبینی را دیگر نمیشود درست کرد جوری نباشد که ]بر اثر تبلیغات دشمن و سخنان ما[ به وضعی دربیایند که هر چه تبلیغات مثبت در یک جهتی انجام بگیرد، برای مردم قابل باور نباشد ]در حالی که[ یک کلمه دروغ از طرف دشمن قابل باور باشد. این چیز خیلی خطرناکی است. این ویروس بدبینی چیز بدی است؛ بدبینی به سپاه، بدبینی به دولت، بدبینی به مجلس، بدبینی به
قوه قضائیه، بدبینی به نهادهای انقلابی... بله انتقاد اشکالی ندارد... گاهی انتقاد باید عمومی هم باشد نه اینکه همیشه در گوشی باشد اما اینکه ما به نحوی انتقاد کنیم که مخاطب بند دلش پاره شود و بگوید دیگر همه چیز از دست رفت، اینجوری نباید انتقاد بکنیم... اینجوری نباشد که ما فقط کارهای منفی را ببینیم. دولت هم کارهای مثبت دارد و هم مشکلاتی دارد، مجلس همین جور، قوه قضائیه همین جور، دستگاههای گوناگون همین جور.»
اگر مجموعه فرمایشات حکیمانه و پر نکته رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دو روز پیش با خبرگان را مرور کنیم، بیتردید آنچه ذکر شد یکی از فرازهای راهبردی آن میباشد و به عبارتی نسخه درمان یکی از بیماریهای مهم امروز جامعهماست. «ویروس بدبینی» به یک خطر اشاره میکند که اگر در وقت خود علاج نشده و راه اثرگذاری آن مسدود نگردد، از پا درآمدن موجودی که- هر چند بسیار توانمند هم باشد- به آن مبتلا شده، حتمی خواهد بود. در این خصوص نکتههایی وجود دارد:
1- «بدبینی» یک فعالیت ذهنی است که ارتباط مستقیمی با ورودیهای ذهن دارد. ذهن آدمی ورودیها را از طرق مختلف میگیرد و سپس به تجزیه و تحلیل آنها میپردازد و در نتیجه بعضی از ورودیها را قبول و بعضی را رد میکند. آنچه در ذهن بعنوان «ورودی قبول» باقی میماند، تبدیل به «باوری» میشود که فرد براساس آن حکم صادر کرده و رفتار فعالانه یا منفعلانه خود را براساس آن شکل میدهد. خود این موضوع تبدیل به پایهای میشود تا موارد بعدی ورودی ذهن براساس آن مورد «قضاوت سریع» فرد قرار گیرد. یعنی ذهن برخلاف مورد اول که به نوعی با وسواس درباره ورودیها به تجزیه و تحلیل دست میزند، در موارد بعد با سرعت بسیار بیشتر و در واقع بدون تأمل کافی به «نظر» و «حکم» میرسد. در این شرایط، ذهن در واقع راه ورود را بر پارهای از اطلاعات و آگاهیها میبندد و متقابلاً بدون محابا به پارهای دیگر از اطلاعات و آگاهیها و حتی «ضد آگاهیها»- آگاهیهای کاذب- اجازه جولان میدهد. اگر فردی یا جامعهای به این مرتبه برسد در واقع از عنصر «تفکر» جدا شده و در یک فرایند احساسی رفتاری منفعلانه پیدا میکند.
ذهن در ابتدا ورودیها را دستهبندی میکند. پارهای از ورودیها از یک منبع یا منابع بالنسبه قابل اعتمادتر وارد ذهن میشوند و پارهای از ورودیها مربوط به منبع یا منابع بالنسبه غیرقابل اعتمادتر هستند. در اینجا ذهن بطور نسبتاً کامل تحت تأثیر ورودیهای دسته اول قرار گرفته و در اکثر مواقع در برابر ورودیهای دسته دوم مقاومت میکند. اما گاهی این فرایند دچار بحران و آشفتگی میشود و متقابلاً ذهن و کارکرد آن را مختل میگرداند. گاهی منبع یا منابع دسته اول کم و بیش همان آگاهیها و یا ضدآگاهیهای دسته دوم را وارد ذهن میکنند و در واقع مستقیم یا غیرمستقیم به مدد منبع یا منابع غیرقابل اعتماد میآیند و مقاومت ذهن را در برابر منابع غیر قابل اعتماد و نیز ورودیهای آنان میشکنند. در اینجا و از این پس دیگر، ذهن تقسیم ورودیها و منابع به ورودیها و منابع قابل اعتماد و غیرقابل اعتماد را کنار میگذارد و هر ورودی را «تلقی به قبول» میکند. این فرایند به اینجا هم ختم نمیشود...
ادامه مطلب👇
http://kayhan.ir/fa/news/141573
🔻نشانی ما در پیامرسانهای سروش، آیگپ، ایتا، گپ و بله
@kayhannewspaper