اکثر مأموران واحد اولیسه در سال ۱۹۵۹ به خانه بازگشتند، اما دو نفر از آنها به موساد منتقل شدند و به زندگی به‌عنوان عرب ادامه دادند. با تشویق اپراتورهای خود، آنها ازدواج کردند، صاحب فرزند شدند و حتی به خانواده‌های خود وانمود کردند که فلسطینی‌های ملی‌گرایی هستند که از اسرائیلی‌ها و یهودیان نفرت دارند. در نیمه اول سال ۱۹۶۴، این دو مأمور از تشکیل گروهی فلسطینی خبر دادند که در آن زمان برای اطلاعات اسرائیل تقریباً ناشناخته بود. این گروه به رهبری دو نفر بود: خلیل الوزیر (ابوجهاد) و یاسر عرفات (ابوعمار). اوری یسرائیل که با نام مستعار عبدالحادر فعالیت می‌کرد، حتی آپارتمانی را فراهم کرد که رهبران فتح در آن ملاقات می‌کردند تا برنامه‌ریزی کنند چگونه اسرائیل را از نقشه محو کرده و فلسطین را جایگزین آن کنند. ماموران «کلوسوس» واحد نظارتی موساد، تمامی مکالمات را از طریق میکروفون‌هایی که در دیوارهای آپارتمان کار گذاشته بودند، شنود می‌کردند. در ژوئن ۱۹۶۴، «رافی ایتان» که در آن زمان رئیس موساد در اروپا بود، به مدیر سازمان مراجعه کرد و از او خواست که واحد قیصریه را برای ورود به آپارتمان و کشتن همه افراد حاضر در آن مامور کند. ایتان در نامه‌ای که به «مئیر آمیت» مدیر وقت موساد، ارسال کرد، نوشت: ما دسترسی غیرقابل تکراری به هدف داریم. این کار به‌راحتی قابل انجام است. باید این آتش را قبل از بزرگ شدن خاموش کنیم. در همین حال، صحنه‌ای دراماتیک در خانه اوری و همسرش در بیروت رخ داد. او در حال ارسال پیام مورس به اسرائیل بود که همسرش ناگهان وارد اتاق شد و او را غافلگیر کرد. یسرائیل که پیش از این از موقعیت‌های بسیار خطرناک‌تری جان سالم به در برده بود، ناگهان تصمیم گرفت حقیقت را به همسرش بگوید: من یک فلسطینی ملی‌گرای حامی فتح نیستم، بلکه یک یهودی و یک جاسوس موساد هستم. ✅ خط آخر @Khaate_Akhar