غفلت از اقتصاد در سایه جنگ 🔸طی آن سال‌های تعیین‌کننده که بده بستان‌ها صورت می‌گرفت، مردم آفریقای جنوبی بحرانی دائمی را از سر می‌گذراندند. یک روز از مشاهده رهایی ماندلا غرق سرور می‌شدند و روز دیگر از شنیدن خبر مرگ کریس هانی (مبارز جوان‌تری که بسیاری مشتاق بودند جای ماندلا را بگیرد) در اثر تیراندازی یک آدمکش نژادپرست، خشم و غضب وجودشان را فرامی‌گرفت. 🔸در حقیقت آفریقای جنوبی تا حد زیادی در لبه پرتگاه جنگ داخلی قرار داشت، باندهای تبهکاری که دولت آپارتاید مسلح‌شان کرده بود در شهرک‌ها ایجاد رعب و وحشت می‌کردند، پلیس هنوز مرتکب کشتارهای جمعی می‌شد، رهبران هنوز به قتل می‌رسیدند و همواره سخن از این در میان بود که کشور دارد در حمام خون غرق می‌شود. در این شرایط به جز عده انگشت‌شماری از اقتصاددانان، هیچ کس نمی‌خواست از استقلال بانک مرکزی حرف بزند یعنی از موضوعی که حتی در شرایط عادی هم کسل‌کننده است. 🔸اکثر مردم گمان می‌کردند که با دست یافتن کنگره ملی آفریقا به قدرت کامل، می‌توان هر مصالحه‌ای را لغو کرد. 🔸نلسون ماندلا در روزهای آخر خود در زندان نامه‌ای به هوادارانش در خارج از زندان نوشت که جملات او نشان‌دهنده همین ذهنیت است. او نوشت: "سیاست قطعی کنگره ملی آفریقا ملی کردن معادن، بانک‌ها و صنایعِ تحت انحصار است. تغییر یا تعدیلِ نظرات ما در این زمینه غیرقابل تصور است. برخورداری سیاهان از قدرتِ اقتصادی هدفی است که از آن کاملا حمایت و آن را بسیار ترغیب می‌کنیم، اما در وضعیت کنونی، کنترل دولت بر بخش‌های خاصی از اقتصاد غیرقابل اجتناب است." دکترین_شوک ۸۳ @haad1442