◉◉
وارداتاقشدم.حسنراكهديدمخندهام گرفتوگفتم:«چيهبازگوشِتروچسبوندی بهراديو؟! ».
انگشتسبابهاشرابهلبشچسباند؛فهميدم كهبايدساكتباشم...
آهستهترگفتم:«كيهدارهصحبتميكنه؟»
جوابينداد!
با سكوتاتاق،صدايامامواضحشد...
خودمهمكنارشنشستموگوشدادم. آخرشحسنگفت:«ببخشيدجوابتونرو ندادم،کلامامامبرامونحجته...
نبایدازدستميدادم. »
📚شهید حسن اخلاقی، فرهنگنامه شهدای سمنان، ج1، ص٢۶۵
خادمینشهداءشهرستانملایر