◉◉ توی‌تدارکات‌لشکر،یکی‌دوشب، می‌دیدم که‌ظرف‌های شام رو یکی شسته‌؛ نمی‌دونستیم کار کیه. یه‌شب،‌مچش‌را گرفتیم. آقامهدی‌بود،گفت:«من‌روزها نمی‌رسم کمکتون‌کنم.ولی‌ظرف‌های‌شب‌بامن.» 📚 یادگاران، جلد ١٠، کتاب شهید زین الدین، ص ۴۴ خادمین‌شهداء‌شهرستان‌ملایر