سوار تاڪسے شدم، ڪنارم یڪے بود ڪه دستش مرغ و روغن بود.
.
.
‼️خلاصه بدجور جا تنگ شده بود
گفتم : سبد ڪالاست ؟
گفت : آره
گفتم : ربش ڪو ؟
گفت : مگه ربم بود ؟
گفتم : مگه خبر ندارے ؟
هیچے دیگه یارو پیاده شد رفت دنبال رب گوجه فرنگے !!!
خدایا منو ببخش !!!
خودت دیدے جا تنگ بود ...
🤣😅😂😆🤣😅😂😆
#شـاااادباشیـد…😍
#خـنـــــــــツــدهبازار😀😂✋
#کلیـپخندهدار👇
؛؛؛بهما بپیوندیـد:👇😉🔰
🇯🇴🇮🇳:👇🤣👇𝓙𝓸𝓲𝓷
╭┅───────────┅╮
🌾😂
@khanndehbazar
╰┅───────────┅╯
😁👉