پاک و برگزیده مژده داده بود و نامش «علی» گذاشته شده بود. 21- غم هجران: فشار ها و سختی های شعب (دژ)، ابوطالب را از پای در آورد و شش ماه پس از آن رحلت کرد (سال دهم بعثت) مرگ وی، رسول اکرم ص را اندوهگین ساخت. بی تابانه بر بالین ابوطالب نشست و بر گونه هایش دست کشیده و فرمود: عمو جان مرا در کودکی تربیت کردی و در یتیمی کفالت نمودی و در بزرگی یاریم نمودی، خدایت از جانب من پاداش نیکو دهد. در وقت حرکت دادن جنازه پیشاپیش آن حرکت می فرمود و درباره اش دعای خیر می کرد. 22- اشعار نغز: در پایان به ابیاتی از ابوطالب که بیانگر میزان و عمق اعتقاد و ایمان او نسبت به رسول خدا و دین اسلام است، اشاره می کنیم: و الله لا اخذل النبیّ و لا یخذله من بنیّ ذو حسبٍ به خدا سوگند پیامبر را تنها نمی گذارم و از فرزندانم نیز هیچ با شرفی او را تنها نمی گذارد. و در سروده ای که برای تحریص نجاشی پادشاه حبشه سروده است عمق باور خویش به پیامبر اسلام را به نمایش گذارده است. تَعلَّمَ ملیک الحَبَشِ أنَّ محمداً نبیٌّ کموسی و المسیح ابن مریمَ أتانا بِهُدی مثلَ ما اتیا بِهِفَکلٌ بِأمرِ اللهِ یَهدی و یَعصِم ای پادشاه حبشه بدان که محمد بسان موسی و مسیح پیامبر است همان نور آسمانی را که آن دو نفر در اختیار داشتند، او نیز دارد و تمام پیامبران به فرمان خداوند، مردم را راهنمایی کرده و از گناه باز می دارند. ابوطالب خطاب به رسول خدا اینگونه اظهار وفا داری و حمایت و پشتیبانی می نماید و اللهِ لَن یَصِلوا الیک بِجَمعِهم حتی اُوَسَّد فی الترابِ دفیناً و ذکرتَ دیناً لا مُحالة إنَّه من خیر ادیان البریَّةِ دیناً به خدا سوگند تا من زنده ام آنان به تو دسترسی نخواهند داشت و دینی را که تو (آورده ای و) به آن متذکر گشته ای بی تردید از بهترین ادیان مردم است.