وسط روز زودتر از همیشه مغازه رو تعطیل کردم برگشتم خونه.. تو کوچه دیدم همسرم از همسایه تخم مرغ گرفت برگشت خونه
از تعجب شاخ درآوردم آخه دیشب خودم یه شانه تخم مرغ گرفتم ... سریع رفتم خونه در یخچال باز کردم دیدم یه شانه تخم مرغ دست نخورده داریم 😳😳
فردای اون روز همون موقع مادرم زنگ زد گفت حالش خوب نیست با عجله داشتم میرفتم دیدم باز همسرم رفت در خونه همسایه یدونه تخم مرغ گرفت برگشت... متعجب از رفتار همسرم رفتم خونه ازش پرسیدم این موقع روز چرا میری خونه همسایه تخم مرغ میگیری ما خودمون تو خونه که تخم مرغ داریم زنم تعجب کرد گفت من اصلا بیرون نرفتم😳....https://eitaa.com/joinchat/1481638867Cb4d1fa9ca6