📗کتاب
#عارفانه
🔺زندگی و خاطرات شهید احمد علی نیری
4️⃣ قسمت چهارم
🌸🍃راوی: خواهر شهید
🌷🍃احمد در خانه ما واقعا نمونه بود.
🔺همه او را دوست داشتند.
🟢🍃همه خانواده اهل نماز و تقوا بودند.
🔺لذا احمد هم از همین دوران به مسائل عبادی و معنوی به خصوص نماز توجه ویژه داشت
⚪️🍃او مانند همه نوجوان ها با بچه ها بازی می کرد، درس می خواند، در کارهای خانه کمک می کرد..
⚫️🍃اما هرچه بزرگ تر می شد به رفتار و اخلاقی که اسلام تأیید کرده و احمد از بزرگتر ها می شنید
🔺با دقت عمل می کرد.
🌷🍃مثلا وقتی به مدرسه می رفت تا می توانست به همکلاسی هایی که از لحاظ مالی مشکل داشتند
🔺کمک می کرد.
🌸🍃یادم هست وقتی در خانه غذای خیلی خوب و مفصلی درست می کردیم و همه آماده خوردن می شدیم احمد جلو نمی آمد!! می گفت: توی این محل خیلی از مردم اصلا نمی توانند چنین غذایی تهیه کنند. مردم حتی برای تهیهی غذای معمولی دچار مشکل هستند، حالا ما...
🔺برای همین اگر سر سفره هم می آمد با اکراه غذا می خورد.
🌹🍃برای بچه ای در قد و قواره او این حرف ها خیلی زود بود. اصلا بیشتر بچه ها درسن دبستان به این مسائل فکر نمی کنند.
🌷🍃اما احمد واقعا از بینش صحیحی که در مسجد و پای منبر ها پیدا کرده بود این حرف ها را میزد.
🔺برای همین می گویم اولین جرقه های کمال در همین ایام در وجود او زده شد.
⚪️🍃رفته رفته هر چه بزرگتر می شد رشد و کمال و معنویت او بالا رفت تا جایی که دیگر ما نتوانستیم به گرد پای او برسیم!
⬅️ ادامه دارد ...
🔻با کسب اجازه از ناشر کتاب
📚( انتشارات شهید هادی)
https://eitaa.com/khoban72