🌙🌷🌷🌷چند تا از بچه ها، کنار آب جمع شده بودند. یکیشان، برای تفریح، تیراندازی می کرد توی آب.
🌙🌹مهدی زین الدین سر رسید و گفت «این تیرها، بیت الماله. حرومش نکنین. » جواب داد «به شما چه؟» و با دست هلش داد.
🥀🤍زین الدین که رفت، صادقی آمد وپرسید «چی شده؟» بعد گفت «می دونی کی رو هل دادی اخوی؟».
🌙🌷دویده بود دنبالش برای غذر خواهی که جوابش را داده بود «مهم نیس. من فقط امر به معروف کردم گوش کردن و نکردنش دیگه با خودته. »
🌙📗یادگاران، جلد ده، کتاب شهید زین الدین، ص 56