🛑 به کانال دفاعیه شماره یک ✍ بهروز احمدی مدتهاست بحث شهرستان طرهان به مرکزیت شهر گراب و یا شهرستان کوهنانی به مرکزیت شهر کوهنانی در فضای شهرستان کوهدشت لرستان مطرح شده است که به جهت جانبداری های یکسویه از بخش کوهنانی باعث ایجاد نگرانی های زیادی در فضای عمومی بخش طرهان شده است که به فرض صحت؛ نکاتی را جهت قضاوت درست و منصفانه و تنویر افکار عمومی تقدیم می نمائیم : ۱-- تاریخ هزار ساله منطقه طرهان فعلی به نیکی اثبات میکند که نام طرهان سرفراز صرفا بر بخش طرهان کنونی به مرکزیت  گراب دلالت کرده و میکند نه منطقه ای بنام کونانی که تا دو دهه قبل دهستانی از توابع بخش طرهان بوده است . ۲--  طبق مستندات تقسیمات کشوری وزارت کشور،  شهر گراب بعنوان مرکز بخش طرهان در سال ۱۳۵۹ شناخته شده و طرهان کنونی نیز در سال ۱۳۶۷ به بخش تبدیل شده است.  در سال ۱۳۷۴ دستان پنهان سیاسی بصورت مخفیانه با یک سرقت تاریخی- جغرافیایی چندین روستا که صدها سال در مسیر و تابع و جزء لاینفک طرهان بوده اند را از قبیل روستاهای بابادگردعلی، پای استان، کت کن، چشمه میرزا و یوسف اباد را در یک اقدام نادرست و از طریق لابیهای سیاسی پنهان،  از طرهان ربوده  تا موجبات تبدیل دهستان کونانی را به بخش فراهم نمایند که در سال ۱۳۸۴ به یمن این اقدام ظالمانه و پنهانی، کونانی به بخش تبدیل گردید. ( با مراجعه به تقسیمات کشوری این مستندات قابل رویت است البته با مراجعه به ویکی پدیا متوجه می شویم هم سال تاسیس شهر کوهنانی (۱۳۵۵)و هم جمعیت آن تحریف شده است). ۳-- البته ناگفته پیداست روستاهایی که بصورت ناصواب از بخش طرهان جدا شده اند کلیه ی خدمات اداری،انتظامی، امنیتی،بهداشتی وآموزشی خود را کماکان مانند قبل از بخش طرهان دریافت می کنند خدماتی از قبیل اب، برق، گاز و... با این حال  در طول تاریخ هم هیچ ارتباط اداری با کوهنانی نداشته اند چون هم از نظر موقعیت جغرافیایی در محدوده و مسیر طرهان هستند و هم از صدها سال پیش این مردم جزو بخش طرهان بوده اند و خود را متعلق به طرهان می دانند لذا ارائه کلیه خدمات از طرهان به این روستاها نکته ای است که همگان می دانند این روستاها جز لاینفک بخش طرهان هستند. ۴-- در پاسخ به کانال کوهنانی خبر باید عرض شود که سخنان  جناب آقای حاج علی امامی راد نماینده محترم فعلی در مجلس شورای اسلامی درست و مستند و گویای زوایای اندکی از امتیازات طرهان در طول عمر انقلاب اسلامی بوده است که : بخش طرهان با تقدیم ۷۳ شهید و صدها رزمنده و جانباز به انقلاب مورد اجحاف قرار گرفته است زیرا ایشان به درستی می دانند الحاقات ناصواب و کاملا سیاسی در سال ( ۱۳۷۴) که توسط برخی از افراد ذی نفوذ سیاسی انجام و باعث تکه تکه شدن بخش طرهان گردیده و غیرمنصفانه ناجوانمردانه این اقدام را به ایشان هم نسبت داده اند. ۵-- تمام  مستندات موجود همه حکایت از این دارد که در سال ۱۳۷۴ ناجوانمردانه و  پنهانی قسمت های بزرگی را از طرهان سرقت و به کونانی ملحق کرده اند( به مصوبات تقسیمات کشوری مراجعه فرمایید)؛ با این حال طبق صحبت هایی که در کانال کوهنانی خبر منتشر شده است  ادعای یکی از بزرگترین بخشهای ایران برای کوهنانی؛ علیرغم عدم اطلاعات ناقص و متکی بر خود شیفتگی و آسمان و ریسمان  بافتن گوینده،  یک دروغ محض و بی پایه است که بر سرقت تاریخی - جغرافیایی حامیان معلوم الحال سیاسی  پایه گزاری گردیده و تا ثریا کج خواهد رفت. لذا ، انصاف، عقل، منطق و عدالت و اخلاق حکم میکند که در شرایطی که میتوان با یک کلیک کردن ساده و با کمترین هزینه به مهمترین اطلاعات در آنسوی جهان دست یافت؛ صادقانه و شجاعانه زبان را به حق جویی و حق گویی بچرخانیم ولو آنکه بر ضرر گوینده یا به توجیه وطن پرستی ناشیانه  او باشد !؟  لذا : ✅ اولا :  هیچ کسی نمیتواند منکر ارتباطات سالم، صادقانه و اجتماعی و فرهنگی و.... صدها ساله مردمان طرهان کنونی و منطقه کونانی بعنوان بخشی از توابع طرهان کنونی شود که در سایه حکمت و مصلحت بزرگان دو منطقه تا کنون تداوم داشته است ! ✅ ثانیا: هیچ عقل سلیمی  نمی‌پذیرد که کارشناس یا کارشناسانی از وزارت کشور  آمده و  از زیر تنگ تا رودبار، باباگردعلی، روستای یوسف، چشمه میرزا، کت کن و پای آستان که از بدو ایجاد زیر مجموعه طرهان بوده اند را منتزع وبه کونانی ملحق کنند لذا این عمل از ناحیه هرکس که بوده عملی خلاف قانون، ناقض عدالت و اخلاق و انصاف و انسانیت و حق بوده و هست و تا قیامت خواهد بود ! گر چه سرقت در هر چیزی شاید معمول شده باشد اما سرقت تاریخ و جعرافیا آنهم به این گستردگی و در نظام اسلامی که داعیه عدالت و اخلاق را در جهان دارد، نوبری است که فقط در رانتهای سیاسی و متنفذ ترجمه میشود ! لذا این حق طبیعی مردم بخش طرهان است که بنا به اصرار روستاهای جدا شده جهت الحاق دوباره به طرهان مطالبه عمومی مردم  را طلب نمایند.